تبلیغات
ترور کور - مطالب مکاتب اهل سنت
"حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی :ترورهای کور و بزدلانه، کشتار وحشیانه و ریختن خون بیگناهان پرده از تعلیمات ننگین و ضد بشری وهابیت برداشت "  

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ این روایت که از روایات نبوی در فضیلت و شان اهل بیت (علیه السلام) است و دارای معانی بسیار بزرگ و مهمی است، در بین بزرگان اهل سنت چندان مورد توجه واقع نشده است. برخی از محققین به این موضوع توجه و اشاره کرده‌اند. نویسنده محترم آقای بهبودی در این زمینه می‌گوید: «در میان علمای اهل سنت که اغلب از شرح و توضیح این‌گونه احادیث، دانسته و شناخته دریغ می‌کنند، تنها قاضی عیاض است که در شرح حدیث «حسین منی و انا من حسین» به معنای اصیل آن اعتراف و تصریح می‌کند. او می‌گوید: گویا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) با تابش نور وحی، آن‌چه را بین حسین (علیه السلام) و قاتلین آن سرور واقع‌شدنی بود می‌دانست و لذا مخصوصاً نام حسین (علیه السلام) را برد و فهماند که او و حسین (علیه السلام) از حیث وجوب محبت و حرمت تعرض و محاربه، چون شخص واحدند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به منظور تأکید همین اتحاد و یگانگی فرمودند: هر که حسین (علیه السلام) را دوست بدارد، خدا را دوست داشته.»[1]

اگر شک دوستان اهل سنت ما در سند این روایت باشد برای نمونه چند مورد از اسناد این روایت را ارائه می‌کنیم، امید این‌که جایگاه اهل بیت (علیه السلام) در بین اهل سنت به موقعیت حقیقی خود برسد....

ادامه و ارتباط با نویسنده درلینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان مذاهب





طبقه بندی: مکاتب اهل سنت، 
برچسب ها: نور وحی، قاضی عیاض، حسین منی،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در برخی موارد برای تحریم گریه به این روایت از عایشه استناد می‌شود که گفت: «با رسیدن خبر شهادت جعفر بن ابی‌طالب، زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه، آثار حزن و اندوه در سیمای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نمایان شد. من از گوشه‌ای او را که نشسته بود، نظاره می‌کردم. در آن حال مردی به حضور ایشان رسید و گفت: ای رسول خدا! زنان بر جعفر گریه می‌کنند! پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در واکنش به او فرمود: برگرد و آنان را ساکت ساز و اگر آرام نشدند، خاک بر دهانشان کن!.»[1]
اما چگونه با وجود روایاتی که نه‌تنها مبنی بر عدم نهی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از گریه نبوده، بلکه خود ایشان بارها گریه کننده بوده‌اند، می‌توان از این امر جلوگیری کرد؟ این سوالی است که باعث تناقض گویی‌‎هایی می‌شود، که قابل جمع با یکدیگر نیستند.
حال به چند نمونه از این روایات اشاره می‌کنیم، که پیامبر هیچ‌گاه ناهی از این امر نبوده است.
1. گریه بر عبدالمطلب:  پس از درگذشت حضرت عبدالمطلب، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بر جد عزیزش گریست؛ ام ایمن می‌گوید: «أَنا رأیت رسول اللَّه یمشى تحت سریره و هو یبكى.[2] من پیامبر را دیدم كه در پى جنازه عبدالمطلب راه می‌رفت، در حالی‌كه می‌گریست.»
2. گریه بر ابوطالب: درگذشت حضرت ابوطالب، عموى با ایمان و حامى عزیز پیامبر، نیز بر آن حضرت بسیار گران آمد، حضرت على (علیه السلام) می‌فرماید: «چون خبر رحلت پدرم ابوطالب را به پیامبر دادم، ایشان گریست و آن‌گاه فرمود: «اذهب فاغسله و كفّنه و واره غفرالله له و رحمه.[3] او را غسل دهید و كفن كنید و به خاك بسپارید، خداوند او را بیامرزد و مورد رحمت خویش قرار دهد.»
3. گریه بر حمزه: حمزه فرزند عبدالمطلب، از چهره‏هاى برجسته و قهرمان اسلام بود، كه در نبرد احد به شهادت رسید. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شهادت عموى خویش بسیار غمگین شد و او را سیدالشهداء نامید و در فراقش گریست؛ در روایت چنین آمده است: «لمّا رأى النبى حمزة قتیلا، بكى فلمّا راى ما مثّل به شهق.[4] پیامبر چون پیكر خونین حمزه را یافت، گریست و چون از مثله كردن او آگاهى یافت، با صداى بلند گریه سر داد.»
4. روزى رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در تشییع جنازه یكى از مسلمانان حضور یافتند و عمر نیز به همراه ایشان حركت كرد. عمر تا صداى گریه زنان را شنید، برآشفت و آنان را از گریستن نهى كرد! رسول خدا رو به عمر كرده، چنین فرمود: «یا عمر! دعهُنَّ ، فان العین دامعة و النفس مصابة و العهد قریب.[5] اى عمر! كارى به آنان نداشته باش، بگذار بگریند، همانا كه چشم گریان است و نفس مصیبت زده است و پیوند با تازه درگذشته بسیار نزدیك.»
و از همه جالب‌تر در سیره مسلمین صدر اسلام، گریه‌ی یک‌ساله مردم برای عثمان بود که آمده است: «نصب معاویة القمیص على منبر دمشق و الأصابع معلقة فیه و آلى رجال من اهل الشام لا یأتون النساء، و لا یمسّون الغُسل الامن حلُم، و لا ینامون على فراش، حتى یقتلوا قتلة عثمان او تفنى ارواحهم، و بكوه سنة.[6] معاویه پیراهن عثمان و بعضى از انگشتان قطع شده او را بر فراز منبر آویزان كرد، و عده‌اى از شامیان سوگند یاد كردند، كه به بستر استراحت و خواب نروند، و با همسران خود مقاربت نكنند، تا این‌كه قاتلان عثمان را به قتل برسانند، یا این‌كه كشته شوند، و یك‌سال براى او گریستند.»
حال با وجود چنین شواهدی چگونه ممکن است، که اشک و گریه برای مردگان جایز نباشد؟ آیا با این‌که اشک و اندوه برای افرادی عادی جایز است، برای امام مسلمین، فرزند پیامبر اسلام که تمام زندگی خود را فدای اسلام کرد، اشک واندوه جایز نیست؟
برای پی‌نوشت‌ها کلیک کنید.




طبقه بندی: مکاتب اهل سنت، 
برچسب ها: اهل سنت، امام حسین(ع)، اشک، گریه،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در ابتدای این بحث به فتاوای برخی از علمای اهل‌سنت در زمینه گریه و نوحه توجه می‌كنیم تا ببینیم آیا گریه و بكاء برای میت گناه كبیره و نابخشودنی محسوب می‌شود؟!
نووی در كتاب «المجموع» آراء علما در مورد محدوده حرمت گریه و بكاء را جمع آوری كرده است:
1. جمهور علماء قائلند: حرمت بكاء و نوحه اختصاص به جایی دارد كه شخص وصیت كرده باشد، برایش گریه و نوحه داشته باشند؛ نووی نیز همین قول را اختیار نموده است.
2. طائفه‌ای قائل شده اند: حرمت، اختصاص به جایی دارد كه شخص به خودداری از نوحه و بكاء وصیت نكرده باشد.
3. طائفه‌ای دیگر بر این نظرند كه حرمت برای جایی است كه بازماندگان، میت را به اوصاف و محاسنی توصیف كنند كه در شرع جایز نیست؛ مثل این كه بگوید: ای یتیم كننده فرزندان و ای بیوه كننده زن‌ها و ای خراب كننده آبادی‌ها و به این شكل به گریه افتد.
4. گروهی دیگر بر این رأی و اعتقادند كه میت با شنیدن صدای گریه و بكاء اهل و عیال خود معذب گشته و به حال آن‌ها تأسف می‌خورد. و این قول و نظر محمد بن جریر و قاضی عیاض است. و در پایان این نكته را اجماع علماء می‌داند: «وأجمعوا كلهم علی اختلاف مذاهبهم ان المراد بالبكاء بصوت ونیاحه لا مجرد دمع العین، تمام علماء با وجود اختلاف در مذهب بر این نكته اجماع دارند كه منظور از گریه و بكاء ممنوع، آن گریه و بكائی است كه با صوت و نوحه سرائی باشد نه مطلق گریه.[1]
پس معلوم می‌شود این گونه نیست كه مطلق گریه و بكاء نزد علمای اهل سنت ممنوع و حرام باشد.
مشروعیّت عزاداری و گریه بر میّت مسلمان در میان اهل سنت ثابت است، چرا كه این امر عزاداری یک سیره عملی و جاافتاده در میان تمام مسلمانان است. و كج اندیشی‌ها و سطحی نگری‌های گروهی اندك را كه به بهانه خرافه زدایی از دین، بی‌محابا بر هر عقیده و فكر مخالفی می ‌تازند را رد می  كند.

پی‌نوشت:

[1]. المجموع، نووی، ج 5، ص 308.





طبقه بندی: مکاتب اهل سنت، 
برچسب ها: اهل سنت، امام حسینع)، اشک، گریه،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ مدت‌هاست که در محافل سیاسی و مذهبی جهان، خصوصاً جهان اسلام، این مساله مطرح است که چرا غرب و آمریکا در پی حمایت از گروه‌های تروریستی هستند، آن‌ها چه هدفی از این کار دنبال می‌کنند و به‌دنبال دست‌یابی به چه منافعی هستند که حاضرند، خون هزاران انسان بی‌گناه به فجیع‌ترین وضع به زمین ریخته شود، تا منافع این گروه اندک تامین گردد.[1]
در کنار این نظریات، بسیاری از کارشناسان و حتی برخی از مقامات کشورهای غربی و نیز تعدادی از صاحب منصبان آمریکایی بعضاً به این مساله اشاره می‌کنند، که راهی که آمریکا برای رسیدن به هدفش در خاورمیانه انتخاب کرده، راهی اشتباه بوده و عواقب ناگواری در پی خواهد داشت.[2]
این‌که آمریکا برای مقابله با بشار اسد حاضر شود هر گروهی که مخالف اوست، از جمله گروه‌هایی مثل داعش و جبهه النصره را حمایت کند، اشتباهی است که قطعاً عواقب آن دامن‌گیر این حکومت و سایر متحدانش مثل عربستان خواهد شد.[3]
اما ظاهرا این کشورها حاضر نیستند، از عواقبی که تاکنون دامن‌گیرشان شده، عبرت بگیرند. این کشورها اخیرا با مشاهده‌ی شکست‌های پیاپی داعش در عراق، سعی دارند راهی بیابند که نیروهای داعشی را از محاصره‌ی موصل خارج کرده و به سوریه منتقل کنند، و هدفشان از این کار، استفاده‌ی مجدد از آن‌ها برای تحت فشار قرار دادن بشار اسد است.[4]
مساله‌ای که تنها تعبیر مناسب از آن این است که بگوییم آمریکا و متحدانش به‌دنبال مرتکب شدن اشتباهی دیگر بوده و مسیری که طی می‌کنند، اشتباه پشت اشتباه است.
برای منبع کلیک کنید.




طبقه بندی: مکاتب اهل سنت،  دروغ های شبکه های وهّابی، 
برچسب ها: وهابیت، امریکا، اشتباهات،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ یکی از بزرگان وهابی شنقیطی است. وی دارای کتاب‌ها و آثار تفسیری است. او از کبار مفتیان عربستان و عضو هیئت افتاء و هم‌چنین عضو مؤسس رابطه العالم الاسلامی عربستان است، و این سمت‌ها نشان‌دهنده جایگاه بالای وی در بین وهابیان است. البته او با این وضع از برخی نظرات وهابیت عدول کرده و معتقد به امور مخالف جمهور وهابیت است. جالب این است که شنقیطی خود موافق سماع موتی است و از آن دفاع می‌کند. یکی از ادله وی حدیثی است که به «خفق نعال» و «قلیب» معروف است. «لیس فی القرآن ما ینفی السماع الثابت للموتی فی الأحادیث الصحیحة.[1] در قرآن چیزی وجود ندارد، که سماع موتی را که در روایات ثابت شده، نفی کند.»
شنقیطی نیز پا جای پای ابن تیمیه نهاده و بدون هیچ تردیدی می‌گوید که در قرآن هیچ دلیلی بر عدم سماع موتی وجود ندارد.
او در جای دیگر می‌گوید: «مقتضای دلیل این است که اموات در قبرهایشان صدای کسانی که با آن‌ها صحبت می‌کنند را می‌شنوند و سخن عایشه و تابعین او (که گفته‌اند به دلیل «إِنَّک لا تُسْمِعُ الْمَوْتَی و ...» اموات نمی‌شنوند) غلط است. توضیح آن مبتنی بر دو مقدمه است:
سماع موتی در احادیث متعدد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ثابت‌ شده است، به طوری‌که هیچ اشکالی در آن نیست. هم‌چنین ایشان نگفته‌اند این امر مخصوص انسان یا زمان خاصی است؛ 2. هیچ مخالفی از کتاب و سنت برای نصوص صحیح پیامبر ثابت نشده است؛ و تأویل عایشه[2] در بعضی آیات بر معنایی مخالف با احادیث مذکور، صحیح نیست؛ زیرا آیات دیگر اولی به صواب است. پس نصوص صحیح نبی (صلی الله علیه و آله) با تأویل بعض از صحابه رد نمی‌شود.»[3]
یکی دیگر از ادله شنقیطی روایت معروف به قلیب است. او درباره این روایت می‌گوید: «این حدیث در سماع موتی صحیح است و پیامبر نیز آن را تخصیص نزده است. کلام قتاده نیز – که بخاری نقل کرده است- اجتهاد اوست.»[4]
«در این حدیث پیامبر تصریح دارد به این‌که میت در قبرش صدای کوبیده شدن کفش دفن کنندگان را در حال بازگشت، می‌شنود. این حدیث نص صریح در سماع موتی است و پیامبر نیز تخصیص نزده‌اند.»[5]
باز از ادله‌ای که شنقیطی برای اثبات ادعای خویش بیان کرده است، احادیثی است که درباره سلام دادن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان فرموده‌اند.[6]
پس نظریه‌ی سماع موتی که یکی از محورهای زیارات و سخن گفتن با اولیاء الهی است را نباید از طرف وهابیت امری محکوم و بدون موافق دانست؛ در دل بزرگان وهابیت، افرادی با این نظریه موافق هستند.
برای پی‌نوشت‌ها کلیک کنید.




طبقه بندی: دروغ های شبکه های وهّابی،  مکاتب اهل سنت، 
برچسب ها: سماع اموات، اهل سنت، سماع موتی، وهابیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()
پایگاه جامع فرق ادیان و مذاهب_ از صدر اسلام، اکثر مسلمانان به سماع موتی (شنیدن مردگان) قائل بوده‌اند. علمای شیعه و سنی معتقدند اموات کلام کسانی را که با آن‌ها صحبت می‌کنند می‌شنوند و هم‌چنین سلام اَحیاء را می‌شنوند و پاسخ می‌دهند. آن‌ها معتقدند شنیدن اموات، مخصوص زمان معین یا انسان معینی نیست، کما این‌که پیامبر (صلی الله علیه و آله) مشرکان را مورد خطاب قرارداد. مناسب است اقوال مختلف در این زمینه نقل شود، تا مورد اتفاق بودن آن، مسجل گردد و هم‌چنین معلوم شود که نظریه عدم سماع موتی منحصر در وهابیت است و فِرق مختلف، خلاف آن را معتقدند. با بررسی اقوال بزرگان این امر به‌وضوح مورد تأیید است. در این قسمت اقوال مدافعان از اهل سنت را درزمینه‌ی سماع موتی بیان می‌کنیم:
1. محمد بن اسماعیل بخاری؛
بخاری در کتاب صحیح بخاری که اصح کتب نزد اهل سنت بعد از قرآن است، باب خاصی با عنوان «الْمَیتُ یسْمَعُ خَفْقَ النِّعَالِ» درباره شنیدن صدای پای تشیع کنندگان توسط مردگان دارد.[1]
2. مسلم بن حجاج نیشابوری؛
وی نیز در صحیح خود می‌نویسد که مرده، حتی صدای پای تشیع کنندگان را که از کنار قبر برمی‌گردند، می‌شنود: «إِنَّ الْمَیتَ إذا وُضِعَ فی قَبْرِهِ إنه لَیسْمَعُ خَفْقَ نِعَالِهِمْ إذا انْصَرَفُوا.[2] میت هنگامی‌که در قبر قرار داده می‌شود، او صدای نعال ایشان را می‌شنود، هنگامی‌که از قبر دور می‌شوند.»
3. ابن جریر طبری؛
محمد بن جریر طبری می‌نویسد که تعداد زیادی از علما، سماع موتی را پذیرفته‌اند و روایات این باب را تصحیح کرده‌اند: «فقال جماعه یکثر عددها بتصحیحها وتصحیح القول بظاهرها وعمومها وقالوا المیت بعد موته یسمع کلام الأحیاء ولذلک قال النبی صلی الله علیه و سلم لأهل القلیب بعد ما ألقوا فیه ما قال قالوا وفی قوله لأصحابه إذ قالوا أتکلم أقواما قد ماتوا وصاروا أجسادا لا أرواح فیها فقال (ما أنتم بأسمع لما أقول منهم).[3] جماعت زیادی از علما روایات سماع مردگان در جنگ بدر را تصحیح کردند و عمل به‌ظاهر آن روایات کردند و قائل شدند که انسان بعد از مردن، صدای زندگان را می‌شنود و به این دلیل است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با کشتگان بدر بعد از انداختنشان در چاه صحبت کردند. پیامبر به اصحابش وقتی اعتراض کردند و گفتند با مردگانی صحبت می‌کنید که جسد بدون روح هستند، جواب داد: شما شنواتر از آن‌ها به حرف‌های من نیستید.»
4. قرطبی؛
او در کتاب تفسیر خود می‎نویسد: «وبأن المیت یسمع قرع النعال إذا انصرفوا عنه إلی غیر ذلک فلو لم یسمع المیت لم یسلم علیه وهذا واضح وقد بیناه فی کتاب التذکره.[4] اگر مرده نمی‌شنید، به او سلام نمی‌‌توانستیم بدهیم؛ پس مرده می‌شنود و این مطلب واضح است و ما آن را در کتاب تذکره بیان کردیم.»
5. آلوسی بغدادی؛
آلوسی که بسیاری از منکران سماع موتی احترام فراوانی برای او قائلند، در کتاب تفسیر روح المعانی این‌گونه می‌نویسد: «قال إبن عبد البر: إن الأکثرین علی ذلک وهو إختیار إبن جریر والطبری وکذا ذکر إبن قتیبة وغیره ... الحق أن الموتی یسمعون فی الجمله.[5] ... قول حق این است که مردگان می‎شنوند.»
6. محی الدین نووی؛
نووی، شارح صحیح مسلم، می‌نویسد که مرده، صدای کسانی را که کنار قبر هستند، می‎شنود: «اثبات فتنه القبر وسؤال الملکین و هو مذهب أهل الحق ومنها استحباب المکث عند القبر بعد الدفن لحظه نحو ما ذکر لما ذکر وفیه أن المیت یسمع حینئذ من حول القبر.[6] اثبات سؤال منکر و نکیر در قبر مذهب اهل حق است و به همین دلیل است که بعد از دفن مستحب است، چند لحظه‎ای در کنار قبر بمانند و این‌که مرده صدای کسانی‌که دور قبر هستند را می‎شنود.»
7. ابن حجر هیثمی؛
وی در پاسخ به پرسش شخصی، پاسخ می‌دهد که مردگان کلام مردم را می‌شنوند: «هل یسْمَعُ الْمَیتُ کلَامَ الناس؟ فَأَجَابَ بِقَوْلِهِ: نعم! لِحَدِیثِ أَحْمَدَ وَجَمَاعَه إنَّ الْمَیتَ یعْرِفُ من یغَسِّلُهُ وَیحْمِلُهُ وَیدْلِیهِ فی قَبْرِه.[7] آیا مرده کلام مردم را می‌شنود، جواب می‌دهد: بله! با توجه به روایت احمد بن حنبل و جماعتی، مرده می‌شناسد کسی را که او را غسل می‌دهد و جنازه‌اش را حمل می‎کند و کسی را که او را در قبر می‌گذارد.»
8. جلال الدین سیوطی؛
سیوطی نیز بر سماع موتی - اعم از انبیا و غیر آن‌ها- تصریح دارد: «وأما الادراکات کالعلم والسماع فلا شک أن ذلک ثابت لهم ولسائر الموتی.[8] و اما ادراکات مثل علم و شنیدن، شکی نیست که ثابت است، برای انبیا و برای دیگر مردگان.»
9. أحمد بن إدریس صنهاجی؛
وی می‌نویسد مردگان در قبرهایشان موعظه و قرآن و ذکر و تسبیح و تهلیل (سبحان الله و لا اله الا الله) را می‌شنوند: «وکذلک الموتی یسمعون فی قبورهم المواعظ والقرآن والذکر والتسبیح والتهلیل ولا ثواب لهم فیه علی الصحیح لأنهم غیر مأمورین بعد الموت ولا منهیین فلا إثم ولا ثواب لعدم الأمر والنهی هذا أحد أسباب المثوبات.[9] هم‌چنین مردگان در قبرهایشان موعظه و قرآن و ذکر و تسبیح و تهلیل (سبحان الله و لااله الا الله) را می‌شنوند و بنا بر قول صحیح ثواب و عقاب ندارند. چون مردگان بعد از مردن مأمور و منهی نیستند. پس نه گناهی بر آنان است و نه ثوابی، به‌خاطر نبود امر و نهی که از اسباب ثواب و عقاب است.»
10. ابن ابی العز حنفی؛
ابن ابی العز حنفی، شارح العقیده الطحاویه، می‌گوید: «لاشک فی سماعه ولکن انتفاعه بالسماع لایصح فإن ثواب الاستماع مشروط بالحیاة.[10] شکی در سماع اموات نیست، ولی میت از این شنیدن نفعی نمی‌برد؛ زیرا ثواب شنیدن مشروط به حیات است.»
نتیجه:
همان‌طور که مشاهده شد، بزرگان مورد اعتماد وهابیت، مانند دیگر مسلمانان، سماع موتی را یا به‌طور اجمال یا به تفصیل قبول دارند، اما وهابیان امروزی برخلاف اعتقاد بزرگان خود و دیگر مسلمانان، حکم به عدم سماع موتی می‌کنند. اینان که خود را پیرو ابن تیمیه و ابن قیم و محمد بن عبدالوهاب و... می‎دانند، در این مسئله مهم، به دلیل تضاد این مسئله با اعتقاداتشان، به نظرات آن‌ها وقعی نمی‎نهند و بدعتی در این مسئله به‌وجود آورده‎اند و دچار انحراف بیشتری شده‌اند و زیارت و صحبت کردن مسلمانان با اموات و اولیای الهی را مصداق شرک یا لغو می‎دانند.[11]




طبقه بندی: مکاتب اهل سنت، 
برچسب ها: اهل سنت، وهابیت، دین،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ شخصیت یزید بن معاویه و عملکرد او در ترازوی نقد و بررسی چنان آشکار است، که هیچ فرد مسلمان و صاحب عقل سلیمی، حتی پژوهشگران غیر مسلمان هم، نمی‌توانند اوصاف و خصوصیات روحی و اخلاقی او را سرپوش بگذارند و مخفی کنند، چرا که در کتب تاریخی، آن‌قدر در مورد این شخص فاسد، رذائل و فضاحت بد اخلاقی او نوشته‌اند که جای هیچ‌گونه شک و تردیدی برای عموم مردم باقی نگذاشته‌اند، چرا که یزید را آن‌گونه که باید شناخته می‌شد، شناخته‌اند. اما آن‌چه که در این بین بسی جای تعجب دارد، این است که چگونه برخی از بزرگان اهل سنت به خود اجازه می‌دهند، که نسبت به این علف هرز در کتب خود مطالبی غیر واقع را بیان کنند و آبروی خود را ببرند و خود را انگشت‌نمای عام و خاص کنند. یکی از این بزرگان اهل سنت، ابن عربی است که یزید را این‌گونه در کتاب خود تمجید و تعریف می‌کند: یزید اهل عدالت، مراقبت و مواظبت بر نماز بوده و به‌دنبال کار خیر و پیوسته اجرا کننده سنت پیامبر و دستورات الهی بوده است...[1] ظاهراً این عالم سنی اشعار کفرآلود یزید را که حکایت از بی‌ایمانی او دارد را ندیده است که از او این‌گونه ستایش می‌کند، چرا که از یزید این اشعار نقل شده است:
                   «معشر الندمان قوموا............ واسمعوا صوت الاغانی
                   واشربوا کاس مدام............. واترکوا ذکر المعانی
                   شغلنی نغمه العیدان............. عن صوت الاذان
                   و تعوضت عن الحور........... خموراً فی الدنان.[2]
یاران هم پیاله‌ی من، برخیزید و نغمه‌های مطربان خوش صدا را گوش کنید و ظرف شراب را پی‌درپی بنوشید و مباحث علمی و ادبی را کنار بگذارید و صوت هوس‌انگیز ساز و آواز، مرا از شنیدن اذان و تکبیر باز می‌دارد و من حاضرم حوریان بهشتی را با خم شراب عوض کنم.»...

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: مکاتب اهل سنت، 
برچسب ها: ظرف شراب، بد اخلاقی، بزرگان اهل سنت، یزید،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 2 آبان 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ ابن تیمیه با توجه به خصومت و دشمنی که نسبت به اهل بیت (علیه السلام) داشته، مدافع یزید شده و با هر مکر و حیله‌ای، قصد خارج کردن وی از ماجرای شهادت امام حسین (علیه السلام) را داشته است؛ ابن تیمیه این‌گونه می‎نویسد: «ان یزید لم یظهر الرضا بقتل الحسین و اد یزید ظهر فی داره الندب لقتل الحسین.[1] یزید رضایت خود را به قتل امام حسین اشکار نکرد و این که یزید در خانه‌اش برای امام حسین عزاداری برپا کرد.»
اما ما در این نوشتار برآنیم که خود شخص یزید بوده است که دستور کشتن امام حسین (علیه السلام) را داده است و برای اثبات این امر شواهدی موجود است، که به آن می‌پردازیم:
اگر نگاهی مختصر به تاریخ بیندازیم، کاملاً روشن و واضح است که یزید، ابن‌زیاد را به‌عنوان والی کوفه برگزید.
در تاریخ آمده است که یزید با ابن زیاد رابطه‌ی خوبی نداشته و لذا....

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: مکاتب اهل سنت، 
برچسب ها: قتل حسین، ابن زیاد، ابن تیمیه،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 2 آبان 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ این روایت که از روایات نبوی در فضیلت و شان اهل بیت (علیه السلام) است و دارای معانی بسیار بزرگ و مهمی است، در بین بزرگان اهل سنت چندان مورد توجه واقع نشده است. برخی از محققین به این موضوع توجه و اشاره کرده‌اند. نویسنده محترم آقای بهبودی در این زمینه می‌گوید: «در میان علمای اهل سنت که اغلب از شرح و توضیح این‌گونه احادیث، دانسته و شناخته دریغ می‌کنند، تنها قاضی عیاض است که در شرح حدیث «حسین منی و انا من حسین» به معنای اصیل آن اعتراف و تصریح می‌کند. او می‌گوید: گویا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) با تابش نور وحی، آن‌چه را بین حسین (علیه السلام) و قاتلین آن سرور واقع‌شدنی بود می‌دانست و لذا مخصوصاً نام حسین (علیه السلام) را برد و فهماند که او و حسین (علیه السلام) از حیث وجوب محبت و حرمت تعرض و محاربه، چون شخص واحدند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به منظور تأکید همین اتحاد و یگانگی فرمودند: هر که حسین (علیه السلام) را دوست بدارد، خدا را دوست داشته.»[1].....


ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:


پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: مکاتب اهل سنت، 
برچسب ها: نام حسین، دوستی حسین، قاضی عیاض، حسین منی،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 24 مهر 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
_ شیعیان از طرف اهل سنت مورد سؤال قرار می‌گیرند که چرا برای امام حسین (علیه السلام) از روز اول محرم عزاداری می‌شود، در صورتی‌که ایشان در روز دهم محرم به شهادت رسیده‌اند.
در جواب به آنان می‌گوییم:
عزاداری قبل از عاشورا، مقدمه ورود در عزاداری روز عاشورا و برای بهره‌مندی از آثار یادآوری قیام امام حسین (علیه السلام) است.
اصل عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) از دستورات و مستحبات اکید شرع مقدس است، اما شکل، نحوه و زمان آن، از عادات و رسوم عرف تأثیر می‌پذیرد.
این نحوه عزاداری با تأسی از ائمه اطهار (علیهم السلام) انجام می‌شود و آن بزرگواران نیز از ابتدای محرم شروع به عزاداری و یادآوری امام حسین می‌کردند، چنان‌که امام رضا (علیه السلام) می‌فرمایند: «وقتی ماه محرم فرا می‌رسید، در پدرم، امام کاظم (علیه السلام) آثار شادی دیده نمی‌شد و همواره غمگین بودند، روز دهم، روز مصیبت و اندوه و گریه او بود و می‌فرمود: در این روز بود که حسین (علیه السلام) را به شهادت رساندند.»[1]....

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: مکاتب اهل سنت، 
برچسب ها: عزاداری، محرم، اول محرم، شروع عزاداری،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 24 مهر 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()


پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در برخی موارد برای تحریم گریه به این روایت از عایشه استناد می‌شود که گفت: «با رسیدن خبر شهادت جعفر بن ابی‌طالب، زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه، آثار حزن و اندوه در سیمای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نمایان شد. من از گوشه‌ای او را که نشسته بود، نظاره می‌کردم. در آن حال مردی به حضور ایشان رسید و گفت: ای رسول خدا! زنان بر جعفر گریه می‌کنند! پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در واکنش به او فرمود: برگرد و آنان را ساکت ساز و اگر آرام نشدند، خاک بر دهانشان کن!.»[1]
اما چگونه با وجود روایاتی که نه‌تنها مبنی بر عدم نهی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از گریه نبوده، بلکه خود ایشان بارها گریه کننده بوده‌اند، می‌توان از این امر جلوگیری کرد؟ این سوالی است که باعث تناقض گویی‌‎هایی می‌شود، که قابل جمع با یکدیگر نیستند.
حال به چند نمونه از این روایات اشاره می‌کنیم، که پیامبر هیچ‌گاه ناهی از این امر نبوده است....

ادامه واتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب




طبقه بندی: مکاتب اهل سنت،  نقد مقالات و شبهات،  تضاد وهابیت با اهل سنت، 
برچسب ها: گریه، تحریم گریه، عایشه،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 24 مهر 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ تمامی مسلمانان قربانی کردن از طرف انبیاء و اولیاء و یا والدین و هر شخص دیگر را از اموری می‌دانند که باعث تقرب به خداوند است. چرا که مسلمانان در قربانی قصد تقرب به خدا را دارند و آن را بر وجه شرعی انجام می‌دهند و تنها ثواب این عمل بزرگ و سنت الهی را به اولیاء الهی و یا اهل قبور اهداء می‌کنند، که از مصادیق بارز محبت به اهل بیت (علیهم السلام) است. در روایات شیعیان و اهل سنت موارد متعددی وجود دارد که  هدیه دادن عمل قربانی برای درگذشتگان را توصیه می کند؛ ناگفته نماند که استفاده انسان در حیات خود از اعمالش بسیار بیشتر و مفید‌تر است، ولی انکار مفید بودن این عمل نیز برخلاف ادله روایی است. برای توضیح موضوع چند نمونه ذکر می‌شود:
1. در روایتی از منابع اهل سنت داریم که امام علی (علیه السلام) قربانی را از طرف پیامبر (صلی الله علیه و آله) که از دنیا رفته، انجام می‌دهد: «حنش می‌گوید: علی (علیه السلام) را دیدم كه دو قوچ قربانی كرد. پرسیدم چرا دو تا ؟ فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وصیت كرده است كه همیشه از طرف او قربانی كنم.»[1]....

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: کتمان حقایق،  مکاتب اهل سنت،  تضاد وهابیت با اهل سنت، 
برچسب ها: دوقوچ، قربانی، هدیه،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 24 شهریور 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب _ یکی از اموری که بین وهابیت و عموم مسلمانان مورد نزاع و اختلاف است، مسئله اِشراف پیامبر بر اعمال همه امت است. مسلمانان با اتکا به آیات و روایات متعدد، معتقدند پیامبر (صلی الله علیه و آله) از اعمال ما با خبر است و مثلاً زائری که به سمت مضجع نبوی می‌رود و سلام می‌دهد و و یا سخنی می‌گوید، پیامبر سخن زائر را می‌شنود و بر اعمال وی اشراف دارد. این مربوط به حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیست و در حال ممات پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز همین‌گونه است
شیعیان به تبعیت از اهل بیت (علیهم السلام) در این موضوعات جواب کاملی دارند. جالب این است که در بین اهل سنت نیز این موضوع بسیار دیده شده است. به چند نمونه در این موضوع توجه کنید:
1. سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با کشته شدگان «بدر»...

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: مکاتب اهل سنت،  تضاد وهابیت با اهل سنت، 
برچسب ها: اشراف پیامبر، مضجع، ممات، کشتگان بدر،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 24 شهریور 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ اسلام وقتی در سرزمین حجاز گسترش پیدا کرد که اکثر مردمان آن بت‌پرست بودند، تا این‌که ندای پیامبر اسلام در این سرزمین بلند شد و فرمود: «قولوا لا اله الاّ الله تفلحوا»، بگوئید نیست خدایی جز خدای یگانه، تا رستگار شوید. لذا آرام آرام دین اسلام در این سرزمین پیاده گشت و مردم به پیامبراکرم ایمان آوردند، و پیامبر اسلام هم، هر کسی را که شهادتین را به زبان جاری می‌کرد، قبول می‌فرمود و آنان را در تحت لوای اسلام مسلمان می‌دانست، هر چند برخی از افراد مغرض اگر چه در واقع منافق بودند و شهادتین را در ظاهر و گفتار بر زبان خود جاری می‌کردند، و قلباً و باطناً ایمان نمی‌آوردند و مومن نبودند، اما با آن‌ها هم همانند فرد مسلمان رفتار می‌کرد، و این موضوع در جامعه مسلمین فراگیر بود، تا جایی که اصحاب هم از این قاعده مستثنا نبودند، به‌خاطر این‌که برخی مسلمان واقعی بودند، مانند: سلمان فارسی، عمار یاسر، بلال حبشی و... و برخی دیگر تظاهر به مسلمان بودن می‌کردند، اما باطناً دل خوشی از اسلام نداشتند. ما در این نوشتار به نقل از کتب علمای اهل سنت به برخی از افراد که ایمان نداشتند و در ظاهر مسلمان بودند، می‌پردازیم و قضاوت را به عهده خوانندگان محترم می‌گذاریم.
در کتب علمای اهل سنت مانند: طبقات ابن سعد، تاریخ ابن عساکر، کنز العمّال، کامل ابن اثیر و... با دلائل فراوان بیان شده است، که ابوبکر ایمان نداشته است، از جمله این‌که او در موارد بسیاری به پیامبر خیانت کرده است. مثلاً: آن‌جایی که با سپاه اسامه همراهی نکرد و از امر پیامبر تخلّف و سرپیچی نمود.[1] و در قرآن هم خداوند می‌فرماید:...

ادامه وارتباط با نویسنده درلینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: مکاتب اهل سنت،  آراء و احادیث سخیف،  کتمان حقایق، 
برچسب ها: سپاه اسامه، ابوبکر، مسلمان واقعی، بلال، سلمان،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 22 شهریور 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)، رسول و فرستاده خداوند بر روی زمین است، تا احکام و حقایق دین را به مردم برساند. اما از آن‌جا که پیامبر (صلی الله علیه و آله) یک انسان است و عمر انسان کوتاه است، برای این‌که مردم بعد از ایشان، به ضلالت و گمراهی دچار نشوند، دوازده خلیفه را به جانشینی خود قرار دادند.[1] خلفایی که تا روز قیامت، پیشوا و رهبر مردم در روی کره‌ی خاکی زمین باشند.
اما افسوس که عده‌ای از مسلمانان، گفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله) در غدیر و جاهای مختلف دیگر را به فراموشی سپردند، و خود قافله‌سالار این کاروان الهی شدند. اما از آن‌جا که معصوم نبودند و خودشان نیز به این واقعیت اقرار داشتند، مرتکب خطا و اشتباه شدند و بدعت‌هایی در دین به‌وجود آوردند، و باعث شدند که جمعیت زیادی از تازه مسلمانان که از طریق صحابه با دین آشنا می‌شدند، از راه مستقیم الهی منحرف شوند. شاید این بزرگ‌ترین گناه تاریخ بشریت باشد، زیرا همان‌گونه که قرآن می‌فرماید:...

ادامه وارتباط بانویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: کتمان حقایق،  مکاتب اهل سنت،  نقد مقالات و شبهات، 
برچسب ها: دوازده خلیفه، بزرگترین گناه،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 22 شهریور 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 10  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...