تبلیغات
ترور کور - مطالب دروغ های شبکه های وهّابی
"حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی :ترورهای کور و بزدلانه، کشتار وحشیانه و ریختن خون بیگناهان پرده از تعلیمات ننگین و ضد بشری وهابیت برداشت "  

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ وهابیون با عنوان پیروی از سلف، همه مسلمانان را اهل بدعت و خارج از دین اسلام معرفی می‌کنند و فقط خودشان را مسلمان واقعی می‌دانند. آنان با این اعتقاد، ریختن خون، و غارت اموالِ مسلمانان را جایز می‌دانند. محمد بن عبدالوهاب بنیان‌گذار این فرقه، در کتاب کشف الشبهات بیش از 24 مرتبه مسلمانان را مشرک خوانده و بالغ بر 25 مرتبه مسلمان را کافر، بت پرست، مرتد، منافق، منکر توحید، دشمن توحید، دشمنان خدا، مدعیان اسلام، اهل باطل، نادان و شیطان خوانده است.[1]
محمد بن علوی مالکی از علمای حنبلی مذهب عربستان، در توصیف وهابیت می‌نویسد: «در حال حاضر ما با کسانی مواجه هستیم، که در توزیع کفر و شرک، و صادر کردن احکام، با القاب و اوصاف غیر صحیح، تخصص دارند، در حالی‌که این اوصاف لایق مسلمانانِ شهادت دهنده به توحید و نبوت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نیست. وهابیون به افرادی که از نظر مذهب و اعتقاد با آنان مخالف هستند، عنوان تحریف کننده، دجال، شعبده باز، بدعت‌گذار، مشرک و کافر اطلاق می‌کنند.»[2] محمد بن علوی مالکی در ادامه وهابیت را مورد نکوهش قرار داده و می‌نویسد: «این سفیهان به‌صورت گسترده، الفاظ قبیح، دشنام و فحش‌هایی را علیه مسلمانان به‌کار می‌برند، که تنها از افراد کوچه و بازار صادر می‌شود.[3]
با این‌وجود، جالب این‌جاست که علمای وهابی ادعا می‌کنند که ما کسی را تکفیر نمی‌کنیم و محمد بن عبدالوهاب نیز کسی را تکفیر نکرده است.[4] اکنون باید از این افراد پرسید، اگر القابی چون کافر، بت‌پرست، منافق، منکر توحید و... تکفیر نیست، پس تکفیر به چه معنی است!؟ بنابراین باید از آقایان وهابی خواست تا معنای تکفیر را تبیین کنند، تا دیگران نیز از دیدگاه‌های ایشان مستفیض شوند!




طبقه بندی: دروغ های شبکه های وهّابی،  تهمت های به شیعیان، 
برچسب ها: اسلام، وهابیت، تشیع،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ مدت‌هاست که در محافل سیاسی و مذهبی جهان، خصوصاً جهان اسلام، این مساله مطرح است که چرا غرب و آمریکا در پی حمایت از گروه‌های تروریستی هستند، آن‌ها چه هدفی از این کار دنبال می‌کنند و به‌دنبال دست‌یابی به چه منافعی هستند که حاضرند، خون هزاران انسان بی‌گناه به فجیع‌ترین وضع به زمین ریخته شود، تا منافع این گروه اندک تامین گردد.[1]
در کنار این نظریات، بسیاری از کارشناسان و حتی برخی از مقامات کشورهای غربی و نیز تعدادی از صاحب منصبان آمریکایی بعضاً به این مساله اشاره می‌کنند، که راهی که آمریکا برای رسیدن به هدفش در خاورمیانه انتخاب کرده، راهی اشتباه بوده و عواقب ناگواری در پی خواهد داشت.[2]
این‌که آمریکا برای مقابله با بشار اسد حاضر شود هر گروهی که مخالف اوست، از جمله گروه‌هایی مثل داعش و جبهه النصره را حمایت کند، اشتباهی است که قطعاً عواقب آن دامن‌گیر این حکومت و سایر متحدانش مثل عربستان خواهد شد.[3]
اما ظاهرا این کشورها حاضر نیستند، از عواقبی که تاکنون دامن‌گیرشان شده، عبرت بگیرند. این کشورها اخیرا با مشاهده‌ی شکست‌های پیاپی داعش در عراق، سعی دارند راهی بیابند که نیروهای داعشی را از محاصره‌ی موصل خارج کرده و به سوریه منتقل کنند، و هدفشان از این کار، استفاده‌ی مجدد از آن‌ها برای تحت فشار قرار دادن بشار اسد است.[4]
مساله‌ای که تنها تعبیر مناسب از آن این است که بگوییم آمریکا و متحدانش به‌دنبال مرتکب شدن اشتباهی دیگر بوده و مسیری که طی می‌کنند، اشتباه پشت اشتباه است.
برای منبع کلیک کنید.




طبقه بندی: مکاتب اهل سنت،  دروغ های شبکه های وهّابی، 
برچسب ها: وهابیت، امریکا، اشتباهات،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ یکی از بزرگان وهابی شنقیطی است. وی دارای کتاب‌ها و آثار تفسیری است. او از کبار مفتیان عربستان و عضو هیئت افتاء و هم‌چنین عضو مؤسس رابطه العالم الاسلامی عربستان است، و این سمت‌ها نشان‌دهنده جایگاه بالای وی در بین وهابیان است. البته او با این وضع از برخی نظرات وهابیت عدول کرده و معتقد به امور مخالف جمهور وهابیت است. جالب این است که شنقیطی خود موافق سماع موتی است و از آن دفاع می‌کند. یکی از ادله وی حدیثی است که به «خفق نعال» و «قلیب» معروف است. «لیس فی القرآن ما ینفی السماع الثابت للموتی فی الأحادیث الصحیحة.[1] در قرآن چیزی وجود ندارد، که سماع موتی را که در روایات ثابت شده، نفی کند.»
شنقیطی نیز پا جای پای ابن تیمیه نهاده و بدون هیچ تردیدی می‌گوید که در قرآن هیچ دلیلی بر عدم سماع موتی وجود ندارد.
او در جای دیگر می‌گوید: «مقتضای دلیل این است که اموات در قبرهایشان صدای کسانی که با آن‌ها صحبت می‌کنند را می‌شنوند و سخن عایشه و تابعین او (که گفته‌اند به دلیل «إِنَّک لا تُسْمِعُ الْمَوْتَی و ...» اموات نمی‌شنوند) غلط است. توضیح آن مبتنی بر دو مقدمه است:
سماع موتی در احادیث متعدد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ثابت‌ شده است، به طوری‌که هیچ اشکالی در آن نیست. هم‌چنین ایشان نگفته‌اند این امر مخصوص انسان یا زمان خاصی است؛ 2. هیچ مخالفی از کتاب و سنت برای نصوص صحیح پیامبر ثابت نشده است؛ و تأویل عایشه[2] در بعضی آیات بر معنایی مخالف با احادیث مذکور، صحیح نیست؛ زیرا آیات دیگر اولی به صواب است. پس نصوص صحیح نبی (صلی الله علیه و آله) با تأویل بعض از صحابه رد نمی‌شود.»[3]
یکی دیگر از ادله شنقیطی روایت معروف به قلیب است. او درباره این روایت می‌گوید: «این حدیث در سماع موتی صحیح است و پیامبر نیز آن را تخصیص نزده است. کلام قتاده نیز – که بخاری نقل کرده است- اجتهاد اوست.»[4]
«در این حدیث پیامبر تصریح دارد به این‌که میت در قبرش صدای کوبیده شدن کفش دفن کنندگان را در حال بازگشت، می‌شنود. این حدیث نص صریح در سماع موتی است و پیامبر نیز تخصیص نزده‌اند.»[5]
باز از ادله‌ای که شنقیطی برای اثبات ادعای خویش بیان کرده است، احادیثی است که درباره سلام دادن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان فرموده‌اند.[6]
پس نظریه‌ی سماع موتی که یکی از محورهای زیارات و سخن گفتن با اولیاء الهی است را نباید از طرف وهابیت امری محکوم و بدون موافق دانست؛ در دل بزرگان وهابیت، افرادی با این نظریه موافق هستند.
برای پی‌نوشت‌ها کلیک کنید.




طبقه بندی: دروغ های شبکه های وهّابی،  مکاتب اهل سنت، 
برچسب ها: سماع اموات، اهل سنت، سماع موتی، وهابیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ کتابی در دفاع از حضرت ابوطالب به نام «أسنی المطالب فی نجاة أبی طالب» توسط «احمد زینی دحلان» مفتی شافعی مکه مکرمه، تألیف شده است. احمد بن زینی دحلان در سال (۱۲۳۱ هجری قمری) در مکه مکرمه به‌دنیا آمد و در سال ( ۱۳۰۴هجری قمری) در مدینه منوره از دنیا رفت و در همان‌جا مدفون شد.
ابوطالب پدر بزرگوار حضرت علی (علیه السلام) بوده و دارای مقامی بالا و بزرگ بود. ایشان از حامیان اصلی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در دوران خفقان مکه و مدینه بوده است. متاسفانه از سوی برخی معاند و کسانی‌که دشمنی دیرینه با خاندان پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله) و امیرمؤمنان (علیه السلام) دارند، نسبت به ایمان حضرت ابوطالب شبهاتی مطرح شده و مطالبی بی اساس را بر علیه ایشان گفته‌اند. هر چند از جانب علمای شیعه پاسخ این شبهات، به کرات داده شده است، اما بعضی از اهل سنت نیز در مقابل این شبهات فاسد ایستاده و در مقام دفاع از آن حضرت بر آمده‌اند و کتاب نگاشته‌اند. یکی از این کتب، کتاب حاضر بوده که نوشته‌ی یکی از علمای اهل‌سنت در دفاع از ایمان حضرت ابوطالب (سلام الله علیه) نوشته است.

معرفی اجمالی کتاب:
فصل اول: ابوطالب حامی و یاور پیامبر (صلی الله علیه و آله)؛ در واقع وی با نقل کلامی از علمای اهل سنت تصریح می‌کند، که از منتسبین به پیامبر بوده و ایمان ایشان امری مسلم و قطعی است و هم‌چنین.....

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: کتمان حقایق،  دروغ های شبکه های وهّابی،  دانلود کتب ، 
برچسب ها: احمد زینی دحلان، ایمان ابوطالب، حامیان اصلی،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 22 مهر 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه  جامع فرق ادیان ومذاهب_ پیام مهم رهبر انقلاب اسلامی به‌منادسبت فرارسیدن موسم حج ابراهیمی، سال 1437 هجری قمری، خطاب به برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان:
برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان!
موسم حج برای مسلمانان، موسم افتخار و شُکوه در چشم خلایق، و موسم نورانیّت دل و خشوع و ابتهال (تضرّع) در برابر خالق است. حج، فریضه‌ای قدسی و دنیوی و خدایی و مردمی است. از سویی فرمانِ «فَاذکُرُوا اللّهَ کَذِکرِکُم ءابآءَکُم اَو اَشَدَّ ذِکرًا.[بقره/200] همان‌گونه که پدران خود را به یاد می‌آورید، یا با یادکردنی بیشتر، خدا را به یاد آورید.» و «وَ اذکُرُوا اللّهَ فی اَیّامٍ مَعدوداتٍ.[بقره/203] و خدا را در روزهای معیّن یاد کنید.» و از سویی خطابِ «اَلَّذی جَعَلناهُ لِلنّاسِ سَوآءَنِ العاکِفُ فیهِ وَالباد.[حج/25] که آن را برای مردم، اعم از مقیم در آنجا و بادیه‌نشین، یکسان قرار دادیم.» ابعاد بی‌انتها و متفاوت آن را روشن می‌سازد.
در این فریضه‌ی بی‌نظیر، امنیّت زمان و مکان، هم‌چون نشانه‌ای آشکار و ستاره‌ای درخشان، دل انسان‌ها را آرامش می‌بخشد و حج‌گزار را از محاصره‌ی عوامل ناامنی که از سوی ستمگران سلطه‌گر، همواره آحاد بشر را تهدید کرده است، بیرون می‌کشد و لذّت ایمنی را در دوره‌ای معیّن به او می‌چشاند.
حجّ مظهر عزّت و معنویّت و وحدت و شُکوه است؛ مظهر «اَشِدّآءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم.[فتح/29] بر کافران سخت‌گیر و با همدیگر مهربان.» است؛ جایگاه برائت از مشرکان و الفت و وحدت با مؤمنان است.

فاجعه منا و عمدی بودن آن
... حکّام سعودی که امسال صدّ عن سبیل‌اللّه و المسجد الحرام کرده و راه حجّاج غیور و مؤمن ایرانی به خانه‌ی محبوب را بسته‌اند، گمراهانی روسیاهند که بقای خود بر اریکه‌ی قدرت ظالمانه را در دفاع از مستکبران جهانی و هم‌پیمانی با صهیونیسم و آمریکا و تلاش برای برآوردن خواسته‌ی آنان می‌دانند و در این راه از هیچ خیانتی روی‌گردان نیستند.
اکنون قریب یک سال از حوادث مُدهش (هراس‌انگیز) منا می‌گذرد که در آن،...

ادامه وارتباط نویسنده در لینک زیر:

پایگاه  جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: اخبار تحرکات،  تضاد وهابیت با اهل سنت،  دروغ های شبکه های وهّابی، 
برچسب ها: پیام رهبر، موسم حج، حوادث مدهش، منا، آمریکا،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 15 شهریور 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ از اعتقادات شیعه این است که بهترین نقطه روی زمین و برترین مقدسات مسلمانان کعبه معظمه است و این اعتقاد را نه تنها علمای شیعه در کتب خود نوشته‌اند، بلکه عوام الناس شیعه هم به آن ملتزم هستند، اما علمای اهل‌سنت احادیث را جعل و نقل می‌کنند و آن را به شیعیان نسبت می‌دهند که شیعیان می‌خواهند با هر وسیله‌ی ممکن دل مردم را از کعبه دور کنند و قبر امام حسین را افضل از کعبه معرفی کنند، تا با این وسیله میان مسلمانان تفرقه ایجاد کنند. لذا برخی از علمای وهابی مانند قفاری در کتاب خود به راحتی به شیعیان تهمت و افتراء می‌زند و می‌گوید: اگر فضیلت کربلا به وجود بدن امام حسین است، پس چرا مدینه که بدن پیامبر در آن قرار دارد افضل نیست و از اینجا معلوم می‌شود که هدف شیعیان تقدیس امام حسین نیست، بلکه هدف آنان خراب کردن دین است و شیعیان که این‌ها را جعل کرده‌اند نه عقل دارند و نه دین، و سخنان آنان قابل پاسخ عقلی نیست و بیشتر به هذیان و سخن دیوانگان شباهت دارد و اگر در کتب معتبر آنان نبود من ذکر نمی‌کردم...[1]


ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:


پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب




طبقه بندی: دروغ های شبکه های وهّابی،  آراء و احادیث سخیف، 
برچسب ها: تهمت، وهابی، برترین مقدسات، بهترین نقطه روی زمین،
مطالب مرتبط: ادیان نت، مکاتب اهل سنت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 10 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ از اعتقادات شیعه این است، که رهبری و زمامداری دینی و سیاسی حکومت اسلامی بعد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز، یک مقام الهی و منصب خلیفه اللهی است، که به امر خداوند، پیامبر کسی را که شایسته باشد، معرفی می‌کند. زیرا یقیناً کسی را که پیامبر از جانب خدا، معرفی می‌کند، واجد همه شرایط رهبری و شایسته زعامت و امامت است و این تعیین جانشینی و انتخاب خلیفه، به نص و نصب که در مذهب شیعه است، به صواب نزدیک‌تر است، چون منجر به تفرقه و اختلاف و شرّ و فتنه نمی‌شود، و اگر در این انتخاب اندکی اشتباه رخ دهد، فسادهای بزرگ از آن برخواهد خاست و نقض غرض از بعثت انبیاء الهی لازم می‌آید و کسانی‌که خلیفه و جانشین می‌شوند، باید از جهت صلاحیت و ملکات عالی انسانی و صفات نفسانی از قبیل علم، حلم، عفو، عدالت، تواضع، کفایت، تدبیر، و... برجسته و ممتاز نسبت به دیگر افراد جامعه باشد و این میسّر نمی‌شود، مگر این‌که لطف خداوند شامل حال بندگان شود، تا شیاطین بر هوای نفسانی انسان غلبه نکنند، که اگر این‌طور شود، انحراف به‌وجود می‌آید.
ما در این نوشتار مختصر متن چند حدیث را متذکر می‌شویم، تا معلوم شود که بنیان مذهب شیعه اثنی عشری، بر استوارترین مدارک معتبر و مورد قبول اهل سنت، قرار دارد و نام اثنی عشری هم از زبان وحی و رسالت بیان گردیده، که فقط منطبق با مذهب تشیّع است.
احمد بن حنبل در کتاب مسند خود، 35 حدیث عالی السند را از پیامبر روایت کرده، که همه دلالت دارند بر این‌که، جانشینان امت بعد از پیامبر، دوازده نفرند، از جمله سند این احادیث به جابر ین سمره صحابی می‌رسد، که گفت، از پیامبر شنیدم که فرمود: «یکون لهذه الامه اثنا عشر خلیفه.[1] برای این امت دوازده نفر خلیفه و جانشین است».
ابن عساکر در کتاب خود از ابن مسعود روایت می‌کند، که پیامبر اکرم فرمودند: «انّ عدّة الخلفاء بعدی، عدة نقباء موسی.[2] شماره جانشینان من به شماره نقبای موسی است».
طبرانی از ابن مسعود روایت نقل می‌کند، که پیامبر خدا فرمود: « یکون من بعدی اثنا عشر خلیفه کلهم من قریش[3] بعد از من دوازده نفر خلیفه خواهد بود که از قریش می‌باشد».
ابن نجّار از انس بن مالک روایت کرده، که پیامبر اکرم فرمودند: «لن یزال هذا الدین قائماً الی اثنی عشر من قریش. فاذا هلکوا ماجت الارض باهلها.[4] این دین همواره پا برجاست، تا دوازده نفر از قریش؛ پس وقتی آن‌ها مردند، زمین به اهلش مضطرب می‌شود.»
دیلمی در کتاب خود از ابوسعید خدری نقل می‌کند، که پیامبر اکرم نماز اولی را با ما به‌جا آورد. سپس به طرف ما برگشت و فرمود: «ایها المعاشر صحابی فانه مثل اهل بیتی فی بینکم کمثل السفینه نوح... فقیل یا رسول الله کم الائمه بیدک؟ قال: اثنا عشر من اهل بیتی-اوقال – من عترتی.[5] ای گروه اصحابم به درستی‌که مثل اهل بیت من در بین شما مثل کشتی نوح و باب حطّه بنی اسرائیل است، پس متمسک شوید، به اهل بیت من، بعد از من، که پیشوایان راشدین از ذریه من هستند. پس به درستی‌که شما هرگز گمراه نشوید؛ پرسیده شد: یا رسول الله! امامان بعد از شما چند نفرند؟ فرمود: دوازده تن از اهل بیت من یا فرمود از عترت من می‌باشند.»
قندوزی در کتاب خود از ابوالطفیل عامر بن واثله از حضرت علی (علیه السلام) از پیامبر روایت کرده که فرمود: «یا علی! تو وصی من هستی، جنگ تو جنگ من، سازش تو سازش من، تو امام و پدر یازده امامی، که پاک و معصومند و از ایشان است مهدی که زمین را از قسط و داد پر کند.»[6] و یا باز ایشان در کتاب خود از پیامبر، روایت نقل می‌کند که حضرت فرمود: «امامان بعد از من دوازده نفرند، اول ایشان، یا علی تو هستی و آخر ایشان قائم است، که خدا به دستش مشارق و مغارب زمین را می‌گشاید.»[7]
خوارزمی در کتاب خود از سلمان فارسی، روایت می‌کند که گفت: «وارد بر پیامبر اکرم شدم، در حالی‌که حسین بر زانوی او نشسته بود و حضرت چشم‌هایش را بوسید و دهانش را می‌بوسید و می‌فرمود: تو آقا، پسر آقایی، تو امام پسر امام، برادر امام، پدر امامانی، تو حجت خدا پسر حجت خدایی، و پدر نُه حجتی که از صلب تو هستند و نهمین ایشان قائم آن‌هاست.»[8]
این احادیث و روایاتی که بیان شد، فقط بخشی از روایاتی است که عدد اثنی عشر دوازده امام از مذهب تشیع را که با این مذهب موافقت دارد را، بیان کرده است و بر دیگر مذاهب اسلامی تحت هیچ شرایطی انطباق ندارد، زیرا فقط شیعه است، که قائل به امامت ائمه اثنی عشر است و این روایات و امثال آن در صحت و اعتبار و تواتر به پایه‌ای است که احدی از علمای اهل سنت، در صحت آن‌ها تردید نکرده‌اند و در برخی از کتب معتبر آنان، حتی نام یک یک این امامان معصوم بیان شده است.

پی‌نوشت:

[1]. مسند، احمد بن حنبل، دار صادر، بیروت، لبنان، ج5 ص106.
[2]. تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، دارالفکر، بیروت، لبنان، (1415ق)، ج16 ص286.
[3]. کنزل العمال، متقی هندی، موسسه الرساله، بیروت، لبنان، (1409ق)، ج12 ص33.
[4]. همان، ج12 ص34.
[5]. عبقات الانوار، لکهنوی هندی، کتاخانه امیرالمومنین، اصفهان، لبنان، ایران، (1366ش)، ج20 ص247.
[6]. ینابیع الموده، قندوزری، دارالاسوه، قم، ایران، (1416ق)، ج1 ص252، ص253.
[7]. همان، ج3 ص395.
[8]. مقتل الحسین، خوارزمی، مکتبه المفید، قم، ایران، ج1 ص94.





طبقه بندی: مکاتب اهل سنت،  دروغ های شبکه های وهّابی، 
برچسب ها: وهابیت، دوازده خلیفه، شیعه،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 7 مرداد 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ مسند احمد بن حنبل از کتب معتبر اهل سنت است، که توسط احمد بن حنبل رئیس و پیشوای مذهب حنابله نگاشته شده است. احمد بن حنبل محدث و ناقل حدیث بوده است و عمر خود را صرف گردآوری و شناخت احادیث نموده است و حدود 30000 حدیث در مسند، جمع‌آوری کرده است. وی در نقل و روایت حدیث سعی کرده است، امانت‌داری کرده و احادیث صحیح را نقل کند، از این‌رو احادیث فراوانی در فضایل اهل بیت و امیرالمومنین علی (علیه السلام) نقل کرده است و حدود 200 صفحه از کتاب خود را به فضایل علی (علیه السلام) اختصاص داده است، به‌همین علت کتاب مسند او با وجود تقدم زمانی، جزء صحاح سته قرار نگرفته است.[1]

بی‌مهری اهل سنت به کتاب مسند احمد بن حنبل، تنها به این‌جا ختم نمی‌شود، بلکه در دهه‌های اخیر، وهابیون به این اثر علمی اسلامی نیز دستبرد زده و برخی از احادیث این کتاب را تحریف کرده‌اند. به‌عنوان مثال به یک مورد اشاره می‌شود.
قندوزی حنفی در کتاب ینابیع الموده به نقل از مسند احمد چنین نقل می‌کند: «أحمد فی مسنده بسنده عن حذیفه بن الیمان قال: آخی رسول الله بین المهاجرین والأنصار وکان یؤاخی بین الرجل ونظیره، ثم أخذ بید علی فقال: هذا أخی.[2] رسول خدا در بین مهاجرین و انصار برادری و دوستی برقرار می‌کرد، و این دوستی بین افراد نزدیک به‌هم (از نظر روحی و اخلاقی) ایجاد می‌شد، سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله) دست علی (علیه السلام) را گرفت و فرمود: این برادر من است.»
اما اکنون که به کتاب مسند احمد حنبل مراجعه می‌شود این حدیث موجود نیست، زیرا با خواسته‌ی وهابیون منافات دارد. وهابیون با تمام توان، سعی در از بین بردن فضایل و حقانیت اهل بیت دارند، اما با این کار، آبروی نداشته خود را بیشتر از بین می‌برند، زیرا کتاب‌های فراوانی از این منابع نقل حدیث کرده‌اند، که با این کار فقط آبروریزی آن برای وهابیت خواهد ماند.

برای ذکر منبع کلیک کنید.





طبقه بندی: دروغ های شبکه های وهّابی، 
برچسب ها: وهابیت، اهل سنت، تحریف کتب،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 6 مرداد 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ یکی از نعمت‌هایی که انسان می‌تواند از آن بهره‌مند شود، این است که دشمن انسان شخص منصفی باشد. بله درست است، دشمن انسان. چه خوب است که انسان، با کسی مواجه باشد که در دشمنی کردنش از جانب انصاف خارج نشود. مساله‎‌ای که شیعه معمولاً نسبت به مخالفانش با آن مواجه نمی‌شود. یعنی دشمنان شیعه غالباً از کسانی هستند که بویی از انصاف نبرده و در متهم کردن پیروان این مذهب به هر دستاویزی چنگ می‌زند، خواه تهمت، خواه دروغ یا...
اما یکی از شاخص‌ترین دشمنان شیعه که در دشمنی کردن گوی سبقت را از دیگران ربوده است، ابن تیمیه، شیخ الاسلام جعلی وهابیان است.[1] او حتی برای این‌که بتواند به شیعه آسیب بزند، سعی می‌کند، متعرض ائمه‌ی اهل بیت (علیهم السلام) هم بشود، و تا جایی که می‌تواند سعی می‌کند، فضائل و کرامات ایشان را انکار کند.
در میان ائمه‌ی اهل بیت (علیهم السلام) هم بیشترین تمرکز او، بر انکار فضائل حضرت علی (علیه السلام) است. به‌عنوان نمونه، او می‌گوید: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد حضرت علی (علیه السلام) و حدیث ثقلین، حدیث موالات و دیگر احادیثی که مربوط به ایشان می‌شود، در حجة الوداع، هیچ روایتی ندارد، نه صحیح و نه ضعیف.[2]
این در حالی است که در کتاب «صحیح سنن ترمذی» که نوشته‌ی البانی است، و او سعی کرده است، در این کتاب احادیث صحیح سنن ترمذی را جمع‌آوری کند، چنین آمده است که حدیث ثقلین را پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حجة الوداع فرموده‌اند.[3]
انکار چنین مسائلی تنها یک مطلب را نشان می‌دهد و آن این است که وهابیان در عقاید خود گام به گام به دنبال ابن تیمیه‌ای می‌روند که در نقد مخالفان خود، بویی از انصاف نبرده است. پس نمی‌توان از وهابیان توقع انصاف و عدالت در نقد مخالفانشان را داشت.

پی‌نوشت:

[1]. ابن تیمیه شیخ الاسلام وهابیت.
[2]. ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، ابن تیمیه، تحقیق محمد رشاد سالم، ج7، ص 317، جامعه محمد بن سعود، چاپ اول، 1406ق.
[3]. البانی، محمد ناصر الدین، صحیح السنن الترمذی، ج3، ص 542، دارالمعارف، ریاض، بی تا.





طبقه بندی: دروغ های شبکه های وهّابی، 
برچسب ها: وهابیت، حضرت علی(ع)، ابن تیمیه،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 6 مرداد 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در راستای پیشرفت نمادهای فراماسونری در سرزمین وحی، عمق فاجعه، هنگامی بیشتر می‌شود، که بدانیم دو برج تجاری بسیار بلند بر خانه کعبه، سایه افکنده که یادآور برج‌های دوقلوی نیویورک است.
این برج‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها در کنار 6 برج مسکونی دیگر، با ارتفاع 595 متریشان به «ابراج البیت» شهرت یافته‌اند، که در نوع خود بزرگ‌ترین ستون ابلیسک جهان است، که از عهد مصر باستان تاکنون ساخته شده و در حقیقت نام «شاخ‌های شیطان» برای آن‌ها برازنده‌تر است تا «ابراج البیت»؛ چرا که برج رفیعی که در میان دو بال قرار گرفته، چنان کعبه و محل طواف را تحت الشّعاع خود قرار داده، که تمرکز زائران را به‌هم زده، توجه آنان را از کعبه به این برج‌ها منحرف ساخته و حتّی اجازه نمی‌دهد، تصوّری صحیح از حج ابراهیمی و ذوب در شعائر الهی و مظاهر ربوبی شکل گیرد.
بخش انتهایی و بالای دو بال این بنا را، ساعت بزرگی با ابعاد 43 در 33 متر و به ارتفاع 595 متر در برگرفته، که از چهارسو قابل رؤیت می‌باشد؛ این ساعت 6 برابر ساعت «بیگ بن» لندن، بزرگ‌ترین و معروف‌ترین ساعت جهان است.
معمار این برج‌ها، «کار لرد فاستر» معمار و فراماسون نامداری است، که تاکنون بیش از 200 برج ابلیسک در جهان را طراحی و ساخته است. حضور نمادهای فراماسونی در هر جای جهان، نشان‌دهنده حضور و سلطه آن‌ها بر مقدورات و مقدّرات آن سرزمین است؛ امّا «ابراج البیت» بر بلندای مسجدالحرام، گوی سبقت را از همه ربوده است. ساخت این برج‌ها پس از تخریب ستون ابلیسک، در رمی جمرات و جایگزین شدن دیوار عریضی به جای آن، با ابتکار معمار معروف ماسون‌ها انتقامی بود، از سنگ‌باران چهارده قرن مسلمانان، به نماد شیطان در رمی جمرات. برج‌های مشرف بر مسجدالحرام و ستون ابلیسک میانی آن، بدین معناست که نه‌تنها مملکت سعودی، بلکه خانۀ مقدّس مسلمانان جهان نیز، تحت سلطه فراماسون‌ها و شیطان‌پرست‌هاست.[1]
اگر به‌شکل بخش انتهایی برج‌ها دقّت شود، مشخص می‌شود، که به شکل بال‌های خفّاش ساخته شده‌اند، که در ادبیات مسیحی، شیطان در شمایل حیوانی با بال‌های خقّاش، پاهای شیر و سری چون سر قوچ، به تصویر کشیده می‌شود. این نماد را در بسیاری از فیلم‌های هالیوود از جمله امگا2 می‌توانید ببینید.
گویا معمار صاحب سبک این برج‌ها می‌خواهد، به همگان القاء کند، که بال‌های شیطان، «مسجدالحرام» را در خود گرفته و در واقع، رمی و سنگ‌باران معکوس از بلندای مسجد آغاز شده است. سنگ‌های پنهانی، نیروهای اهریمنی و امواج منفی شیطانی، بر سر و روی حجّاج طواف کننده و عمره‌گزار باریده و جان مسلمانان را هدف تیرهای زهراگین خود می‌سازد.
هر یک از این دو برج، 72 طبقه است، که در فرهنگ فراماسونرها نماد قدرت بوده و آن را به تعداد 72 شیطان می‌دانند، که نیروهای جنّی حضرت سلیمان (علیه السّلام) آنان را برای ساختن معبد بزرگ به خدمت گرفته بود. افتتاح این برج‌ها و بال‌های شیطانی‌اش، در 21 دسامبر 2012 میلادی، صورت می‌پذیرد، که از نظر فرقه‌های شیطانی و طرّاحان نظم نوین جهانی، سال شروع آن است.[2]
بسیاری از محقّقان بر این باورند، که انفجار برج‌های دوقلوی نیویورک در یازده سپتامبر، از نظر فراماسونرهای شیطان‌پرست، در واقع، حاصل پروژه‌ انفجار دروازه‌ای است، که در زمان و مکان، راه ورود نیروهای شیطانی را بیش از پیش، در زمین و در صحن حیات اجتماعی  ساکنان زمین، هموار می‌سازد.[3]
برای ذکر منبع کلیک کنید.




طبقه بندی: دروغ های شبکه های وهّابی، 
برچسب ها: وهابیت، شیطان، کعبه، خدا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 4 مرداد 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ بنیان‌گذار فکری وهابیت، ابن‌تیمیه در گفتاری آشکار، به جسمانیت خداوند تصریح کرده و می‌گوید: «در جایی از کتاب خدا، سنّت رسول و سخنان امّت سلف (صحابه و تابعین) و پیشوایان دینی نیامده، که خداوند جسم نبوده و از جسمانیّت و عرض بودن منزّه است؛ از این‌رو انکار معنایی که شرع و عقل آن را نفی نکرده، نوعی نادانی و گمراهی است.»[1] ابن‌تیمیه در جایی دیگر صراحتاً می‌گوید: «اگر خداوند بخواهد، می‌تواند با قدرت خویش بر پشت پشه‌ای هم سوار گردد، حال چرا نتواند بر روی عرش استقرار یابد؟»[2] هم‌چنین ابن‌تیمیه به‌صراحت می‌گوید: «خداوند عزّوجل، هر شب از آسمان به زمین می‌آید...؛ کسی‌که منکر این سخن گردیده و یا آن را توجیه کند، بدعت‌گذار و گمراه است.»[3]

سخنانی که در بالا، به آن‌ها اشاره شد، از ابن‌تیمیه جای تعجب ندارد، چرا که استاد وی «ابویعلی» نیز در جسمانیت خداوند، تا آن‌جا پیش می‌رود، که همه اعضا به‌جز ریش و عورت را برای خداوند جایز می‌داند: «نسبت به آن‌چه در صفات حق گفته می‌شود، از قول من نقل کنید: من به جز ریش و عورت، هر عضوی را برای خداوند قائل می‌شوم.»[4] جالب‌تر این‌که همو در کتابی دیگر پس از نقل مطلب بالا می‌گوید: «این حدیث را بزرگان صحابه روایت کرده و هر کس در صحّت آن شک کند، جهمی است، شهادت او پذیرفته نیست، به او نمی‌توان سلام کرد و به هنگام بیماری نباید از او عیادت کرد.»[5]

جالب توجه است که ابن‌تیمیه آشکارا برای خداوند سبحان، اعضا و جوارحی هم‌چون اعضا و جوارح انسان‌ها تصور نموده، امّا برای توجیه مسأله، گفته خداوند دارای آن دسته از اعضا است که برای او کمال محسوب می‌گردد، امّا نسبت به برخی اعضاء که نشانه ضعف و نقصان است، فاقد آن‌ها می‌باشد: «از آن‌جا که خداوند درباره حضرت مسیح و مادرش فرموده: مسیح پسر مریم و مادرش هر دو غذا می‌خوردند، و این آیه دلیلی است بر نفی الوهیت حضرت مسیح، به همین دلیل باید خداوند را برای صفت نخوردن شایسته‌تر دانست. هم‌چنین باید گفت: خداوند از داشتن اعضایی هم‌چون کبد، طحال و امثال آن‌که اعضایی برای خوردن و آشامیدن هست، منزّه است؛ به‌خلاف اعضایی هم‌چون دست، که برای کار کردن لازم است؛ چنین اعضایی برای خداوند کمال، به‌شمار می‌رود و از آن‌جا که خداوند نیاز به فرزند و زاد و ولد ندارد و نیز گریه نمی‌کند، از داشتن آلت تناسلی و نیز گریه و حزن بی‌نیاز است، چرا که این‌ها باعث ضعف و عجز است...»[6] و اگر چنین است، مگر می‌توان قائل به «ترجیح بلا مرجّح» شد و هم‌چون شیر بی‌دم و سر و اشکم، گفت این خدا برخی اعضا را داشته و برخی اعضا را ندارد؟

ادامه در لینک زیر:
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب





طبقه بندی: مکاتب اهل سنت،  دروغ های شبکه های وهّابی، 
برچسب ها: وهابیت، ابن تیمیه، خدا، جسمانیت،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()
پایگاه جامع فرق ادیان و مذاهب_ وهابیت هرگونه نقد و اعتراض بر روش سلف و صحابه را، امری منکر و مردود می‌دانند و معتقدند نباید هیچ‌گونه خرده‌گیری و انتقادی بر عمل‌کرد اصحاب وارد شود و اصلاً روش ایشان و منهج ایشان، برترین روش و منهج، و بهترین فهم است. این ادعایی است که ابن تیمیه دارد و پیروان وهابی او، هر نوع اعتراض به سلف را، مایه خروج از دین و کفر و فسق می‌دانند. در فتوای ربیع المدخلی وهابی به نقل از ابوالحسن اشعری می‌گوید:
«و کل الصحابة ائمة مامونون غیر متهمین فی الدین...[1] همه صحابه، امامانی امین و همگی غیر متهم در دیانتشان هستند و ما باید از هر که در دین ایشان، اشکالی وارد می‌کند، تبری کنیم.»
اما نکته قابل توجه این است که خود وهابیت با این سخنان، هر کسی را که به صحابه طعنی وارد کند، کافر می‌کنند و خارج از دین می‌دانند و کتب ایشان را کتب ضاله می‌دانند. اما جالب این است که بزرگ‌ترین رهبر وهابیت، بر اساس مسلک وهابیت و این فتوی باید کافر و زندیق باشد؛ و تمام کتاب‌های وی، از جمله‌ی کتاب‌های ضاله باشد؛ زیرا بهترین طعن‌ها را ابن تیمیه، بر اصحاب رسول وارد کرده است. البته باید بدانیم ابن تیمیه بزرگ‌ترین طعن‌ها را بر اهل بیت از اصحاب وارد کرده است و دیگر صحابه را کمتر مورد تنقیص قرار می‌دهد. ابن تیمیه عثمان را متهم به خطا دانسته و معاویه را دوست‌دار مال و دنیا می‌داند و امیرالمومنیین (علیه السلام) را دنبال حکومت و قدرت می‌داند.
ابن حجر عسقلانی در نقد بر ابن تیمیه این‌گونه از او نقل می‌کند: «علی در هفده جا، دچار اشتباه شده است و با نص قرآن مخالفت کرده است، ... علی بن ابی‌طالب بارها برای به‌دست آوردن خلافت تلاش کرد، ولی موفق نشد، جنگ‌های او برای دیانت خواهی نبود، بلکه برای ریاست‌خواهی بود و عثمان مال و ثروت را دوست می‌داشت.[2]
با این اوصاف باید ابن تیمیه را، وهابیت به‌عنوان یک فاسق و کافر مطرح کنند و در فتاوای خود کتب او را، کتب ضاله بدانند، در حالی‌که ابونعیم اصفهانی از احمد بن حنبل نقل می‌کند: «اگر کسی را دیدی، که یکی از اصحاب رسول الله (صلی الله علیه و آله) را به بدی یاد کرد، او را متهم در اسلام، باید بدانیم.»[3]
حال باید وهابیت بنشیند، و بین تبعیت از احمد بن حنبل و ابن تیمیه یکی را انتخاب کند و حکم به تکفیر ابن تیمیه بدهد و یا این‌که بپذیرد، شاید بتوان به بعضی از سلف و صحابه نیز اشکالاتی را وارد دانست.




طبقه بندی: دروغ های شبکه های وهّابی،  سؤالات شیعیان، 
برچسب ها: وهابیت، ابن تیمیه، تناقضات،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 10 تیر 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ از قدیم الایام در بین مردم عادی و عوام، این‌گونه رایج بوده که تمامی فتنه‌ها از جانب انگلیس می‌باشد. این مساله، به‌قدری رایج شده که بعضاً حکم ضرب المثل هم، به‌خود می‌گیرد. اما جالب است بدانید که این عقیده دقیقاً درباره‌ی وهابیان که منشأ اصلی فتنه‌ی حال حاضر در عالم اسلام و حتی تمامی جهان هستند، صدق می‌کند.[1]
به‌عبارت دیگر می‌توان گفت آتش تمام این فتنه‌هایی که الان شاهد آن هستیم، از خاورمیانه گرفته تا جنوب آسیا، آسیای میانه، آفریقا و حتی کشورهای اروپایی، همه و همه زیر سر عقیده‌ی تکفیری است که اولین بار توسط وهابیت ترویج شده و خود این وهابیت، در وهله‌ی اول توسط انگلیس و حمایت بی‌وقفه‌ی او به‌وجود آمده و توانسته است، به حیات خود ادامه دهد. هرچند اخیراً این آمریکاست که از این آب گل آلود، ماهی می‌گیرد. ولی منشأ پیدایش این فتنه‌ی عالم‌گیر کسی جز انگلیس نیست.[2]
مستند این حرفها متن قرار دادی است که بین آل سعود و انگلیس در دسامبر 1916 میلادی منعقد شده است. در برخی از مفاد این معاهده آمده است:
- آل سعود مثل آباء و اجداد خود تعهد می‌دهد، که متعرض هیچ حکومتی از حکومت‌های حاشیه‌ی خلیج فارس که تحت حمایت و کنترل انگلیس است، نشود.
- آل سعود می‌تواند جانشین بعدی خود را به اختیارش انتخاب کند، مادامی که با منافع انگلیس در تضاد نباشد.
- اگر حکومتی متعرض اراضی آل سعود شد، آل سعود بلافاصله از حمایت انگلیس برخوردار شود.
- آل سعود با هیچ کس معاهده‌ای نبندد، مگر این‌که سریعا نسخه‌ای از آن به رؤیت انگلیس برسد.
- آل سعود هیچ تصمیمی در مورد اراضی خود اعم از اجاره، واگذاری و... نگیرد مگر این‌که موافقت انگلیس در این مورد جلب شده باشد.[3]
این‌ها نمونه‌هایی از خفت آل سعود، برای بقاء و مکر انگلیس، برای به‌وجود آوردن فتنه‌ای است، که به‌وسیله آن جهان اسلام را از درون، به جان خودش بیندازد. حال آیا می‌شود باور کرد، آل سعود واقعاً حامی اسلام و توحید باشد و دغدغه‌ی اسلام داشته باشد؟




طبقه بندی: دروغ های شبکه های وهّابی، 
برچسب ها: وهابیت، انگلیس، حامی،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 10 تیر 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()
پایگاه جامع فرق، ادیان ومذاهب_ این‌که وهابیان به تبع اعتقادات و افکار اشتباه خود، دیگران را به بدعت و شرک و کفر متهم می‌کنند، چیز عجیبی نیست.[1] تقریباً هر روز شاهد هستیم، مفتیان وهابی، مستقیماً و یا غیر مستقیم تحت تاثیر بزرگ وهابیان، ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب، سایر ملل مسلمان را به باد تکفیر و افتراء و اتهام گرفته و هرگونه نسبت ناروایی را به دیگر مسلمانان نسبت می‌دهند.[2]
اما بعضاً در میان فتاوا و کلمات وهابیان به بیان‌هایی می‌رسیم که انسان را متحیر می‌کند.[3] این‌که ما باید مواظب حریم شریعت باشیم تا کسی نتواند به این آیین الهی آسیبی وارد کند، یا مطالبی را به جای دین وارد آن سازد، کلام صحیحی است. اما نباید در این مساله تا بدانجا افراط کنیم، که منجر به صادر کردن فتاوایی که باعث خنده و تمسخر دیگران نسبت به این آیین می‌گردد، شود.
کاری که وهابیان با تمام وجود به دنبال آن هستند. ایشان به دروغ با برافراشتن پرچم اسلام و شعار توحید، در واقع از درون اسلام، به خود اسلام ضربه می‌زنند.
یکی از این فتاوای عجیب این است که بن عثیمین از بزرگان معاصر وهابی که نظراتش نزد وهابیان بسیار حائز اهمیت است، می‌گوید: کسی نباید وقتی وارد مسجد شد، با دیگران مصافحه کند. چون در سنت چنین چیزی نبوده و اگر کسی این عمل را انجام دهد، عملی نامشروع انجام داده است.[4] به قرینه‌ی اول کلامش که می‌گوید در سنت چنین چیزی نبوده است، این نامشروع بودن یعنی بدعت بودن عمل.
حال جای سوال از این مفتی وهابی است که این همه سفارش اسلام به خوش‌رویی و روبرو شدن با برادران مسلمان با سلام و تحیت و گشاده‌رویی که از جمله‌ی این رفتارها مصافحه است، را چه باید کرد؟ این‌ها از احکام اسلام نیست، یا شما اشراف به مسائل دین ندارید و ندانسته فتوایی صادر می‌کنید که جز فضاحت خود چیزی به‌دنبال ندارد؟




طبقه بندی: مکاتب اهل سنت،  دروغ های شبکه های وهّابی، 
برچسب ها: وهابیت، مصافحه، بدعت،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 9 تیر 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ وهابیت در عقیده پیرو ابن تیمیه هستند. ابن تیمیه به‌خاطر اعتقاد سلفی که دارد، تمامی اصحاب را و اعمال و افکار ایشان را بالاتر از همه مسلمانان می‌داند. وهابیت نیز به پیروی از این مسلک، قدم در راه بزرگ‌تر جلوه دادن صحابه، از اهل بیت گذاشتند و در این راه، چنان افراط کرده‌اند، که صحابه را حتی از اهل بیت (علیهم السلام) و حتی در بعضی مواقع از پیامبر (صلی الله علیه و آله) بالاتر می‌دانند.
نظرات شرم‌آور ایشان درباره نقش عمر در جلوگیری از اشتباهات پیامبر (صلی الله علیه و آله) مشهور است. آن‌ها در تمام نوشته‌های خود، بیان فضایل صحابه را بر اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) مقدم می‌دارند. این در صورتی است، که هرکس اندک اطلاعی از تاریخ صدر اسلام داشته باشد، می‌داند که سفارش‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره اهل‌بیت (علیه السلام) خویش و جایگاه ایشان در اسلام، قابل مقایسه با دیگر افراد نیست. همان‌طور که در حدیث ثقلین، پیامبر (صلی الله علیه و آله) اهل بیت (علیه السلام) را هم‌سنگ و هم‌ردیف قرآن قرار داده است و ایشان را در کنار قرآن، مایه هدایت مسلمانان می‌داند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) تنها راه هدایت بشر را تبعیت از قرآن و اهل بیت با هم می‌داند و این نشان از جایگاه مهم و بالای اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در هدایت‌گری ایشان دارد.
با این اوصاف از گروهی که داعیه پیروی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) را دارد، تعجب است که نه‌تنها به جایگاه اهل بیت احترام نمی‌گذارند، بلکه به قاتلین و ظالمین به حق اهل بیت (علیه السلام) نیز توجه کرده و از ایشان تجلیل و احترام می‌کنند. چنان‌که آلبانی درباره نفرینی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره معاویه کرده است، آن را به نحوی توجیه می‌کند.
وی در بیانی ابتدا می‌گوید: «فالظاهر أن هذا الدعاء منه صلى الله علیه وسلم غیر مقصود، بل هوما جرت به عادة العرب فی وصل كلامها بلا نیة.[1] ظاهراً این است که ایشان این دعا را قصد نکرده است، بلکه برحسب عادت عرب در آوردن این اصطلاحات، این جمله را تکرار می‌کند.»
او حتی در این زمینه پا را فراتر گذاشته است و برای دفاع از معاویه مقام پیامبر (صلی الله علیه و آله) را تنزل می‌دهد، تا جایی که قائل است، ایشان بر غضب خود تسلط نداشته و گاهی نادانسته مرتکب اشتباه و سب و لعن مسلمین می‌شده‌اند. برای این امر، وی، به روایتی جعلی، استناد می‌کند که در آن پیامبر (صلی الله علیه و آله) سب و غضب خویش را به بشر بودن خود نسب داده است،[2] و برای مخاطبین خود، طلب اجر از خداوند دارد.[3]
این روایات دارای سه اشکال عمده است:
الف) از طرف خود رجالیون اهل سنت، مورد خدشه قرار گرفته است و درباره رجال آن نقدهای جدی دیده می‌شود، چه این‌که در کتاب‌های تهذیب التهذیب[4] و کتاب طبقات المدلسین[5] به نقدهایی درباره رجال این روایات اشاره شده است.
ب) از طرفی این روایت، مقام پیامبر (صلی الله علیه و آله) را پایین می‌آورد و از او انسانی که توان کنترل خشم خود را ندارد، جلوه می‌دهد و این با صدها روایت و اصول اساسی اسلام در تعارض جدی است.
ج) از همه مهم‌تر روایات با نص قرآن در تعارض است. در جایی که خداوند می‌فرماید: «و ما ینطق عن الهوی.[نجم/3] و هرگز از روی هوا و هوس، سخن نمی‌گوید.» سخن از خطای پیامبر (صلی الله علیه و آله) در خشمگین شدن، دشنام و لعن در خشم، آن هم بدون دلیل، امری نابخشودنی است.
قاعدتاً باید وهابیان روش خود را در این اشتباهات اصلاح کنند و برای تصحیح افکار خود از شأن پیامبر (صلی الله علیه و آله) نکاهند.




طبقه بندی: مکاتب اهل سنت،  سؤالات شیعیان،  دروغ های شبکه های وهّابی، 
برچسب ها: وهابیت، صحابه، اهل بیت، پیامبر،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 9 تیر 1395 | توسط : سجاد نامی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3