تبلیغات
ترور کور - مطالب مرداد 1395
"حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی :ترورهای کور و بزدلانه، کشتار وحشیانه و ریختن خون بیگناهان پرده از تعلیمات ننگین و ضد بشری وهابیت برداشت "  

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_
در کتاب احتجاج مرحوم طبرسی آمده است که عمر بن خطاب روزی بر منبر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته بود و برای مردم سخنرانی می‌کرد، در ضمن سخنان خود، یاد آور شد که من بر جان و مال مومنان ولایت دارم، در این هنگام امام حسین (علیه السلام) از گوشه‌ی مسجد خطاب به عمر فرمود: «انزل ایها الکذاب عن منبر ابی رسول الله لامنبر ابیک.[1] پایین بیا ای دروغ‌گو از منبری که به پدرم رسول خدا تعلق دارد، و منبر پدرت نیست.» عمر گفت: حسین جان! آری به جان خودم سوگند! که این منبر از آن پدر توست، نه پدر من، اما چه کسی این سخن را به تو یاد داده؟ حتماً پدرت علی این سخنان را به تو یاد داده است. امام حسین فرمود: اگر به فرمان پدرم سخن بگویم و فرمان پدرم را اطاعت کنم، به جان خودم سوگند! که او هدایت‌گری راستین است و به‌وسیله او هدایت خواهم شد، پدرم علی (علیه السلام) طبق پیمانی که به‌وسیله جبرئیل و از جانب خدا آورده است، بر گردن مردم بیعت دارد، و جز افرادی که منکر کتاب خدا هستند، کسی نمی‌تواند این بیعت را انکار نماید، مردم از این بیعت و پیمان الهی قلباً آگاهند، اما زباناً آن را انکار می‌کنند. وای بر آنان که حق ما اهل بیت را انکار می‌نمایند، اینان چگونه با پیامبر خدا روبه‌رو خواهند شد، با آن‌که پیامبر بر آنان غضبناک خواهد بود، و برای خویشتن عذابی سخت در پیش دارند؟ عمر به آن حضرت گفت: ای حسین هر کس حق پدرت را انکار کند، لعنت خدا بر او باد، لکن بدان که مردم ما را به حکومت گماشتند و ما نیز این حکومت را پذیرفتیم، اگر مردم پدرت را امیر خود می‌ساختند، ما نیز فرمان می‌بردیم، حضرت فرمود: «یا بن الخطاب فایّ الناس امرک علی نفسه قبل ان تومر ابابکر علی نفسک لیومّرک علی الناس بلاحجه من نبیّ و لارضی من آل محمد.[2] ای پسر خطاب! پیش از آن‌که تو ابوبکر را بر خویشتن امیر سازی، تا او هم در مقابل، بدون هیچ‌گونه مدرکی از طرف پیامبر و بدون رضایت اهل بیتش، تو را بر مردم امیر سازد، کدام مردم تو را بر خود امیر کرده بودند؟»

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: مکاتب اهل سنت،  سؤالات شیعیان، 
برچسب ها: خطاب به عمر، حق پدرت،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 30 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_وهابیان مبنایی در این مساله دارند، که با هیچ عقل و انصاف و با هیچ مبنای اخلاقی بشری، سازگار نیست. این‌که انسان کسی را تنها به‌صرف این‌که با او مخالف است، رد کند، هر چند شخصی باشد، که برای همه قابل احترام است، و در عوض کسی‌که از سوی بسیاری از افراد، در مورد او سخنان ناروایی ذکر شده را تنها به دلیل این‌که کلامی می‌گوید که حرف او را تایید می‌نماید، معتبر دانسته و از او تعریف کند، مساله‌ای است که هیچ انسان منصفی آن را نمی‌پذیرد.
از جمله کسانی‌که به این دلیل وهابیان را به‌باد انتقاد گرفته است، حمزه احمد زین شافعی است، که می‌گوید: «وهابیان هر راوی را به‌خاطر این‌که موافق مذهبشان است، توثیق کرده و مورد اعتماد می‌دانند، و هر کس که کلامش مخالف اعتقاد آن‌هاست، از درجه‌ی اعتبار، ساقط می‌دانند.»[4]

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: آراء و احادیث سخیف،  تضاد وهابیت با اهل سنت، 
برچسب ها: حمزه احمد زین شافعی، ساقط، سازگار نیست،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 30 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در این‌که عقاید و معتقدات وهابیان مسائل عجیب و غریبی است، که بعضاً دیگران را به‌تعجب و حتی وحشت وا می‌دارد، شکی نیست،[1] فقط کافی است، کمی در ادعاها و عقاید ایشان جستجو کنید،[2]
اما آن‌چه که در این مختصر قصد داریم، بیان کنیم، این است که وهابیان با اصل زیارت قبور، مشکلی ندارند،[4] چرا که مخالفت با آن جز فضاحت برایشان چیزی در بر ندارد، آن‌ها می‌گویند زیارت قبور به دلیل یادآوری آخرت و مرگ، فوایدی هم دارد و مورد تاکید پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز بوده است. اما می‌گویند برای زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) قصد سفر نکن.[5]
حال با این تفاصیل اگر کسی به قصد زیارت قبور از خانه حرکت کند، این خودش مصداق زیارت می‌شود، چون زائر کارش این است که به قصد زیارت از یک مکان به مکان دیگر، حرکت می‌کند. در این‌صورت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با توصیه به زیارت قبور در واقع به زیارت قبر همه‌ی اموات، حکم کرده است، در حالی‌که طبق کلام وهابیان، از سفر برای زیارت قبر خودش منع نموده.[6]

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب






طبقه بندی: تضاد وهابیت با اهل سنت،  آراء و احادیث سخیف،  نقد مقالات و شبهات، 
برچسب ها: مسائل عجیب، قصد سفر، همه اموات،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 30 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
گویند در شهر حلب سوریه دو عالم بزرگ شیعه و اهل سنت زندگی می‌کردند، و هر دو نفر ایشان جایگاه خاصی در نزد مردم داشتند، بر حسب قضا هر دو به ضیافت شامی دعوت می‌شوند و در کنار هم‌دیگر قرار می‌گیرند. عالم شیعه به صراحت لهجه، مشهور بود و اصلاً در برابر مخالفین تقیّه نمی‌کرد و در اظهار عقاید شیعه ترس و واهمه‌ای نداشت. لذا در آن مجلس، رو به جانب دانشمند سنی مذهب می‌کند و می‌پرسد: آیا نزد شما آیه‌ای از قرآن و یا روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر وجوب پیروی از ابوحنیفه است؟ آن عالم سنّی در جواب می‌گوید: خیر! ما دلیلی در این خصوص نداریم. عالم شیعه می‌پرسد: آیا مسلمین دنیا، اجماع و اتفاق بر وجوب پیروی از ابوحنیفه دارند؟ عالم سنّی می‌گوید: خیر! بعد می‌پرسد: پس چه چیز سبب شد، که شما اهل سنت از او تقلید کنید؟ عالم سنّی می‌گوید: زیرا او مجتهد است و ما مقلّد و هر مقلّدی باید از یک مجتهد تقلید کند. بعد می‌پرسد در مورد امام جعفر بن محمد صادق (علیه السلام) چه عقیده دارید؟ آیا او را هم مجتهد می‌دانید؟ عالم سنّی می‌گوید: مقام و مرتبه آن حضرت از اجتهاد بالاتر است و علم و تقوا و نسب و بزرگواری او بالاتر از آن است، که من بتوانم برای شما توصیف کنم.
در کتب ما آمده است که در مجلس درس او چهارصد نفر، بلکه بیشتر حاضر می‌شدند که همه از علما و فضلای مجتهد بوده و حتی ابوحنیفه که مرجع تقلید ماست، خود یکی از شاگردان مکتب اوست. عالم شیعه می‌گوید: شما خود اعتراف کردید، که امام صادق (علیه السلام) نیز مجتهد بود و قبول کردید که تقلید مجتهد جایز است، اکنون از کجا بفهمیم، که تقلید ما صحیح است یا تقلید شما، و کدام‌یک در مسیر هدایت هستیم؟ آیا جز این است که باید از اعلم تقلید کنیم؟ عالم سنّی گویی که تا به‌حال این‌چین چیزی را نشنیده بود، بهت زده می‌شود و بعد گفت به‌خدا قسم! که درست گفتی و از هم اکنون پیرو او می‌شوم، ولی صحابه پیامبر را هم سبّ و لعن نمی‌کنم. عالم شیعه می‌گوید: حال که اعتراف کردید، به بزرگی و شان و مقام اهل بیت (علیهم السلام)، پس عقیده شما درباره دشمنان آن‌ها چیست؟ عالم سنّی گفت:.....

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: مکاتب اهل سنت،  تهمت های به شیعیان،  سؤالات شیعیان، 
برچسب ها: چهارصد نفر، ابوحنیفه، امام صادق(ع)، مقلد، تقلید، مجتهد،
مطالب مرتبط: ادیان نت، مکاتب اهل سنت، وهابیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 30 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهبابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی نقل می‌کند: شخصی از ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی پرسید: آیا حسین بن علی (علیه السلام) ولیّ خدا بود؟ گفت: آری! پرسید: آیا قاتل آن حضرت دشمن خدا بود؟ گفت: آری! پرسید: پس چرا خداوند دشمن خود را بر ولّی خود مسلط کرد؟ حسین بن روح پاسخ داد: «بدان‌که خداوند با بشر تکلم نمی‌کند، مگر با واسطه، حال اگر بخواهد فرستادگانی از غیر جنس بشر بفرستد، مردم از آنان اطاعت نمی‌کنند، پس ناگزیر افرادی از جنس بشر را به رسالت برمی‌انگیزد و برای این‌که بر مردم ثابت شود، که ایشان از جانب خدایند و در سخنان خود صادقند، معجزاتی را برایشان قرار می‌دهد، به‌طوری‌که مردم از انجام آن عاجزند، سپس چون مردم به رسالت این افراد پی بردند، خداوند متعال بر اساس مصلحت و حکمت خود، گاهی رسولان و انبیاء خود را غالب می‌کند و گاهی مقهور، زیرا اگر ایشان در تمام احوال غالب و پیروز باشند، مردم ایشان را خدا می‌پندارند و از خداوند غافل می‌شوند، به‌همین دلیل خداوند متعال، احوال انبیاء و اولیائش را مانند احوال سایر مردم قرار داده است و البته ایشان در حالت سختی و آزمایش الهی صابر و شکیبا و در حالت پیروزی و عافیت شاکرند.»

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: تهمت های به شیعیان،  نقد مقالات و شبهات، 
برچسب ها: معجزاتی، غالب ومقهور، انبیاء و اولیاء، صابر وشکیبا، ولی خود، مسلط کرد،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 30 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان ومذاهب_ طلحه بن عبیدالله صحابی مشهور پیامبر اکرم ملقب به ابومحمّد و از اولین اسلام آورندگان است که به‌دست ابوبکر که با او در یک قبیله بود، مسلمان شد، و طبق ادعای اهل سنت، جزء ۱۰ نفری است که پیامبر به آنان وعده بهشت را داده است![1]
در سنن ترمذی آمده است: «روز احد پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) دو زره جنگی به‌تن داشت. خواست از صخره‌ای بالا برود، اما نتوانست. (طلحه وقتی متوجه شد) روی زمین نشست، (تا پیامبر بر پشت او پا بگذارد)، پس پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) بالای صخره رفت. شنیدم که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) می‌فرمود: طلحه (بهشت را بر خود) واجب کرد.»[2]
این حدیث به دلیل این‌که از عبدالله بن زبیر نقل شده است، که قرطبی در مورد او در کتاب استیعاب آورده است: «ما زال الزبیر رجلاً منّا اهل البیت حتی نشاء ابنه المشؤوم عبدالله.[3] زبیر همواره مردی از ما اهل‌ بیت بود، تا این‌که پسر شوم او، عبدالله بزرگ شد.» و او بود که تأثیر زیادی در انحراف زبیر از حضرت علی (علیه السلام) داشت، مورد قبول نیست.

در بسیاری از کتب اهل سنت، مطلبی در مورد طلحه آمده است، که نارضایتی پیامبر از طلحه و اذیت پیامبر توسط طلحه را اثبات می‌کند، و طبق آیه «إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً.[احزاب/57] هر آینه كسانى را كه خدا و پیامبرش را آزار مى‌‏دهند، خدا در دنیا و آخرت لعنت كرده و برایشان عذابى خواركننده مهیا كرده است.» هر که پیامبر را اذیت نماید، مورد لعن خداوند در دنیا و آخرت قرار می‌گیرد.
داستان اذیت پیامبر از این قرار است که جویبر از ابن عباس نقل می‌کند:....

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: کتمان حقایق،  مکاتب اهل سنت، 
برچسب ها: نارضایتی پیامبر، اذیت پیامبر، طلحه وعایشه،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 28 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در این مقاله برآنیم تا نظر بخاری را، راجع به خلافت امیرمؤمنان علی (علیه السّلام) را بررسی کنیم؛ ابتدا به این عبارت ابن‌تیمیه که عبارتی بسیار سنگین و اهانت‌آمیز نیز هست، توجه کنید و طبعاً هم‌چون همیشه مسئولیت چنین سخنی را به‌عهده گوینده آن می‌گذاریم: «گروهی از راویان حدیث از بصره و دیگر جاها اعتقاد داشته‌اند، زمان علی (علیه السّلام) امام و خلیفه‌‎ای وجود نداشته و از آن دوره، به دوران فتنه یاد کرده‌اند؛ به همین جهت امام احمد بن حنبل آمد و در کتاب خود، موضوع خلفای چهارگانه را مطرح کرده و جا انداخت و علی (علیه السّلام) را نیز به‌عنوان چهارمین خلیفه مطرح نمود و به‌صراحت گفت: هر کس علی (علیه السّلام) را به‌عنوان خلیفه چهارم نپذیرد از الاغ خانه خود گمراه‌تر است.»[1]
البته ما نمی‌دانیم آیا احمد بن حنبل حاضر است، همین نظر را درباره کسانی هم‌چون طلحه، زبیر، عایشه، معاویه و دیگرانی که علناً به جنگ امیرمؤمنان (علیه السّلام) رفتند نیز داشته باشد؟ اگر آنان آن حضرت را به‌عنوان خلیفه چهارم خویش قبول می‌داشتند، که با او نمی‌جنگیدند!
حال ببینیم، بخاری هنگامی‌که از خلفای پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یاد می‌کند، چگونه امیرمؤمنان (علیه السّلام) را به‌دست فراموشی سپرده و به‌صراحت از دوران آن حضرت به‌عنوان دوران فتنه یاد می‌کند. بخاری چندین کتاب دارد، از جمله....

ادامه وارتباط با نویسنده درلینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب




طبقه بندی: ــ در صحیح بخاری، 
برچسب ها: دوران فتنه، طلحه وزبیر، عایشه ومعاویه،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 26 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ یکی از ترفندهای دشمنان، برای رسیدن به اهداف شوم خود که در راستای تغییر نقشه خاورمیانه است، تخریب آثار تمدن اسلامی است. مانند مساجد، اماکن متبرکه، بقعه پیامبران الهی و اصحاب پیامبر اسلام، و این تنها هدف اصلی دشمن نیست؛ بلکه هدف اصلی، جلوگیری از جمع شدن مسلمانان به دور هم و تقویت و انسجام آن‌هاست. چون این اماکن  هم‌‎چون نگین ارزشمند، موجب اتحاد مسلمانان می‌شود، و فواید بسیاری دارد.[1]
با توجه به آن‌‎چه جاسوس کهنه کار انگلیسی در این‌‎باره در خاطرات خود نوشته است، این مسئله «تخریب آثار تمدن اسلامی» یکی از محوری‌‎ترین بخش‌های تئوری استعمارگران انگلیسی بوده است و رفتن مردم به زیارت اماکن مقدس، مانع بزرگی است، بر سر راه ما که باید آهسته آهسته، برای از بین بردن این ویژگی ایشان تلاش کنیم؛ باید به آن‌ها تلقین کنیم که زیارت این اماکن در واقع سر زدن و عبادت مرده‌ها است و در اصل خلاف شرع است و با قانون اسلام، سازگار نیست. باید تلاش کنیم، تا این آثار از بین برود.»[2]


ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:


پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





برچسب ها: ترفند دشمن، تخریب تمدن اسلامی، استعمار گران،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 20 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان ومذاهب_ ام‌المومنین عایشه، بعد از هر نماز معاویه را لعنت می‌کرد. کتب اهل سنت جریان را این‌گونه نقل می‌کنند: «وقتی خبر کشته شدن محمد بن ابی‌بکر به عایشه رسید، بسیار ناراحت شد و بعد از هر نماز معاویه را لعنت می‌کرد.»[1]  حال تکلیف چیست؟
معاویه، صحابه عادل و مقدسی است؟ حق سب و لعن داریم یا نه؟ آیا در سب و لعن می‌توان از عایشه پیروی کرد؟
اگر سب و لعن صحابه گناه بزرگ است، آیا می‌توان این حکم  را به ام المومنین عایشه  نیز نسبت داد یا نه؟ آیا عایشه اشتباه کرده؟ قطعاً کسی چنین جرأتی را ندارد. پس معلوم می‌شود، لعن عایشه، به‌جا و درست بوده.
پس لطفا توجه کنید، نه افراط، نه تفریط، باید قائل به تفصیل شد. یعنی این‌که ما هم قبول داریم، که همه صحابه مستحق سب ولعن نیستند، بعضی‌ها مستحق هستند، همان کسانی‌که در دین خدا بدعت ایجا کردند و خلاف سنت و سیره رسول خدا عمل کردند.

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: تضاد وهابیت با اهل سنت،  کتمان حقایق،  آراء و احادیث سخیف،  نقد مقالات و شبهات، 
برچسب ها: بعد از هر نماز، سب ولعن، کشته شدن،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 20 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان ومذاهب_ «معاویه» در جنگ صفین می‌خواست، نامه‌ای برای امیرالمومنین بنویسد و او را فریب دهد. «عمروعاص» او را نهی کرد. اما معاویه نامه را نوشت، و جواب دندان‌‎شکنی از حضرت دریافت کرد. وقتی نامه را به عمروعاص نشان داد، او را سرزنش کرد و شعری در تعظیم و بزرگداشت علی و خوارشدن رأی معاویه، سرود؛ چون شعر عمروعاص به گوش معاویه رسید، او را دعوت کرد و به او گفت عجب است از تو، که فکر من را ضعیف می‌شماری، و علی را به عظمت نام می‌بری، در حالی‌که او تو را مفتضح کرد «که مجبور شدی، با نشان دادن عورتت، از معرکه جان سالم به‌ در بری.»
عمرو عاص گفت: «اما این‌که فکر تو را بر خطا می‌دانم، همین‌‎طور است و امّا این‌که علی را بزرگ می‌شمارم، که تو بهتر از من، از عظمت او آگاهی، ولکن تو آن را می‌پوشانی، و من منتشر می‌کنم؛ و امّا مفتضح شدنم، پس بدان! هر که در میدان جنگ با علی مواجه شود و به هر صورت که توانست فرار کند، مفتضح نشده است.[1]

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: کتمان حقایق،  مکاتب اهل سنت، 
برچسب ها: معاویه، جواب دندان شکن، نامه معاویه، مفتضح، عورتت،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 17 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ «آلوسى» مفسّر معروف اهل سنّت و نویسنده تفسیر مشروح و بزرگ‏ «روح المعانى»‏ است. او در شرح و تفسیر آیه «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرینَ.[مائده/67] اى پیامبر! آن‌‎چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا به مردم برسان و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‌‏اى، خداوند تو را از خطرات احتمالى مردم، نگاه مى‌‏دارد و خداوند، جمعیّت كافران (لجوج) را هدایت نمى‏‌كند.»
وقتى به جریان غدیر مى‌‏رسد، مى‏‌گوید: «ابن جریر طبرى» از مورّخان معروف اهل سنّت، دو جلد كتاب پیرامون احادیث غدیر نوشته است. سپس (براى این‌‎كه به راحتى از كنار این كتاب رد شود) بدون بحث و بررسى پیرامون روایات این كتاب مى‏‌گوید: «این دو كتاب احادیث صحیح‏ و ضعیف را با هم مخلوط كرده است.» سپس از «ابن عساكر» نقل مى‌‏كند كه وى احادیث فراوانى در مورد خطبه و حادثه غدیر نقل كرده است، ولى ما تنها احادیثى را از او مى‏‌پذیریم، كه از خلافت على سخن نگوید![1]


ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:


پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: کتمان حقایق،  آراء و احادیث سخیف، 
برچسب ها: روح المعانی، حادثه غدیر، ابن عساکر،
مطالب مرتبط: ادیان نت، مکاتب اهل سنت، وهابیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 17 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان ومذاهب_ سؤال اول: بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باید به کدام راه رفت و راه درست کجاست؟
«علقمة و أسود» گویند: براى تحقیق در مورد حضور «ابو ایّوب أنصارى» با على (علیه السّلام) و مشاركت او در جنگ‌هاى جمل و صفین به خانه او رفتیم، پس از ورود گفتیم، خداوند متعال به هنگام ورود پیامبرش در مدینه به منزل تو، كرامتى به تو ارزانى داشت، كه هیچ كس با تو همتا نبود، زیرا به شتر او وحى نمود، تا درب منزل تو بخوابد و میزبانى رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) در جمع منتظران آن حضرت، به تو اختصاص یافت، اكنون با توجه به این فضیلت، سؤالى از تو داریم و آن این است كه علت حضور تو در ركاب على (علیه السّلام) چه بوده است؟ ابوایوب گفت: شنیدم از رسول خدا که به عمار گفت: «اى عمار هر گاه على (علیه السلام) را دیدى كه به راهى مى‌‏رود و تمامى مردم به راهى دیگر، تو راه‏ على‏  را بگیر وانتخاب کن، زیرا على تو را از راه هدایت خارج نمی‌کند و به گمراهى نمى‏‌كشاند. اى عمار: كسى‌كه شمشیرى حمایل كند، تا على را بر دشمنش یارى دهد، خداوند در قیامت دو شمشیر از دُرّ به او حمایل مى‌‏كند و كسى‌كه شمشیرى علیه على و به یارى دشمن او حمایل كند، خداوند در قیامت دو شمشیر از آتش به او حمایل مى‌‏نماید.»[1]


ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:


پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب








طبقه بندی: کتمان حقایق،  سؤالات شیعیان، 
برچسب ها: علی مع الحق، ابوایوب، ای عمار، عمار، دوشمشیر،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 17 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ از اعتقادات شیعه این است که بهترین نقطه روی زمین و برترین مقدسات مسلمانان کعبه معظمه است و این اعتقاد را نه تنها علمای شیعه در کتب خود نوشته‌اند، بلکه عوام الناس شیعه هم به آن ملتزم هستند، اما علمای اهل‌سنت احادیث را جعل و نقل می‌کنند و آن را به شیعیان نسبت می‌دهند که شیعیان می‌خواهند با هر وسیله‌ی ممکن دل مردم را از کعبه دور کنند و قبر امام حسین را افضل از کعبه معرفی کنند، تا با این وسیله میان مسلمانان تفرقه ایجاد کنند. لذا برخی از علمای وهابی مانند قفاری در کتاب خود به راحتی به شیعیان تهمت و افتراء می‌زند و می‌گوید: اگر فضیلت کربلا به وجود بدن امام حسین است، پس چرا مدینه که بدن پیامبر در آن قرار دارد افضل نیست و از اینجا معلوم می‌شود که هدف شیعیان تقدیس امام حسین نیست، بلکه هدف آنان خراب کردن دین است و شیعیان که این‌ها را جعل کرده‌اند نه عقل دارند و نه دین، و سخنان آنان قابل پاسخ عقلی نیست و بیشتر به هذیان و سخن دیوانگان شباهت دارد و اگر در کتب معتبر آنان نبود من ذکر نمی‌کردم...[1]


ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:


پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب




طبقه بندی: دروغ های شبکه های وهّابی،  آراء و احادیث سخیف، 
برچسب ها: تهمت، وهابی، برترین مقدسات، بهترین نقطه روی زمین،
مطالب مرتبط: ادیان نت، مکاتب اهل سنت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 10 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ کسانی‌که نه‌تنها دستورات اسلام را رعایت نمی‌کنند، بلکه ضد اسلام عمل می‌کنند، آیا می‌توان دولت اسلامی نامید؟ دولت اسلامی یعنی پیرو و تسلیم دستورات قرآن و پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)؛ این‌ها نه‌تنها تسلیم دستورات پیامبر و قرآن نیستند، بلکه خلاف دستورات عمل می‌کنند و حتی بدتر از آن پیروان اسلام ناب محمدی را، به ناحق  می‌کشند. تا به‌حال به کدامین دستورات اسلام عمل کردند؟
مگر پیامبر رئوف و مهربان ما از کشتن زن و فرزندان نهی نکرده است.[1] مگر قرآن نمی‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُون‏.[مائده/8] اى كسانى‌كه ایمان آورده‏‌اید! همواره براى خدا قیام كنید، و از روى عدالت، گواهى دهید! دشمنى با جمعیّتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند! عدالت كنید، كه به پرهیزگارى نزدیك‌تر است! و از معصیت خدا بپرهیزید، كه از آن‌چه انجام مى‌‏دهید، با خبر است.»
پس به کدامین برهان و دلیل زنان بی‌دفاع و کودکان معصوم را می‌کشند؟ آیا خلاف سنت پیامبرعمل کردن گناه نیست؟ آیا می‌توان گفت که این عدالت اسلامی است؟ آیا اسلام به آن‌ها چنین دستوری داده؟ دین اسلام، گلستان محبت و رحمت است. نه دین سر سختی و لجبازی و شرارت.[2]

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: تضاد وهابیت با اهل سنت،  اخبار تحرکات،  آراء و احادیث سخیف، 
برچسب ها: کشتن زن، خلاف سنت، کودکان معصوم، لجبازی وشرارت،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 10 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ با جستجو در کتاب «عهد قدیم» که نزد یهود، کتاب مقدّس «تورات» به‌شمار می‌رود، روایاتی یافت می‌شود، که با اعتقاد وهّابیت در «شکل، اندازه و جسمانیت خداوند»، کاملاً منطبق است.[1] به‌عنوان نمونه، به روایاتی از این کتاب اشاره می‌کنیم: «پروردگار به موسی گفت: تو صورت مرا نمی‌توانی ببینی، چرا که انسان مرا ندیده، زندگی خود را می‌کند؛ امّا نزد من جایگاهی به روی صخره‌ای هست، که می‌توانی بر آن بایستی، هرگاه مجد و عظمت من از آن‌جا عبور می‌کند، تو را در شکافی از سنگ گذارده، با دستم تو را می‌پوشانم، تا عبور کنم، سپس دستم را برداشته، تو به پشت سر من خواهی نگریست، اما صورتم را نخواهی دید.»[2] بر اساس این متن کتاب یهود، که جسمانیت به‌خوبی از آن برداشت می‌گردد، پشت سر پروردگار در این دنیا دیدنی است، امّا صورت خداوند دیده نمی‌شود.

- «خدا را می‌دیدم که از دیر زمان عرش‌هایی نهاده و با جامه‌های سپید و برف‌گون بر آن‌ها تکیه زده با موهایی چون پشم‌های پاک و پاکیزه، و عرشش از شعله‌ای از آتش است.»[3]
- «منوح به همسرش گفت: ما چون خدا را دیده‌ایم، خواهیم مرد؛ آن هم چه مردنی!»[4]
- « خدای را دیدم که بر کرسی نشسته و لشکریان دریاها نزد وی صف بسته‌اند.»[5]
- «پروردگار را دیدم که بر صندلی در بالا نشسته... گفتم: وای بر من! دو چشم من، پادشاهی که پروردگار همه نیروهاست، را دید.»[6]

ادامه وارتباط با نویسنده در لینک زیر:

پایگاه جامع فرق ادیان ومذاهب





طبقه بندی: ــ در صحیح بخاری،  تضاد وهابیت با اهل سنت،  آراء و احادیث سخیف، 
برچسب ها: عهد قدیم، تورات، سپید وبرف گون، کرسی نشسته، دوچشم من،
مطالب مرتبط: ادیان نت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 7 مرداد 1395 | توسط : مصطفی پورصدوقی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3